به گزارش اکو رسانه ، به نقل از خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب «نافرمانی در آسمان»، هواپیماربایی در ایران و جهان از ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۴ تالیف محمدرضا بابایی در انتشارات آرمان رشد روانه بازار نشر شد.
کتاب با فهرستی از هواپیماربایی در جهان و ایران آغاز میشود در این فهرست طولانیترین هواپیماربایی از نظر زمانی ربودن یک فروند بوئینگ ۷۰۷ خطوط هواپیمایی ال الفیت رژیم صهیونیستی با ۴۸ سرنشین در ۲۳ ژوئیه ۱۹۶۸ بود که ۴۰ روز به طول انجامید.
طولانیترین هواپیماربایی از نظر مسافت، ربودن یک فروند هواپیمای لاکهید ۱۸۸ – الکترای کلمبیایی با ۸۴ سرنشین در ۳۰ می ۱۹۷۳ بود که طی آن مسافتی معادل ۷۵۰، ۲۳ کیلومتر طی گردید.
نخستین هواپیماربایی جهان در سال ۱۹۳۱ در پرو اتفاق افتاد. انقلابیان مسلح درصدد برآمدند هواپیمای به زمین نشسته را مجبور کنند که بر فراز لیما پایتخت پرو پرواز کرده تا بتوانند اعلامیههای خود را به صورت گسترده به خیابان بریزند. ریچاردز از انجام این کار مخالفت کرده و ۱۰ روز مقاومت کرد تا بالاخره انقلابیها او را رها کردند. در دهه ۴۰ و ۵۰ میلادی تعداد محدودی عملیات هواپیماربایی انجام گرفت که بیشتر آنها تلاش افرادی از شرق اروپا برای رفتن به غرب اروپا بود.
هواپیماربایی، تغییر مسیر یا مقصد هواپیما به صورت غیرقانونی یا توسل به زور منظور برآورده شدن خواسته جبری فرد و یا افرادی است که با استفاده از سلاح سرد و گرم تهدید به خلبان، خدمه و سرنشینان میپردازند که این پدیده ناخوشایند منجر به حان باختن برخی و گاهی همه سرنشینان هواپیما و حتی در مواردی آسیب دیدن هواپیما و یا متلاشی شدن آن میشد.
از ویژگیهای این گروه نظیر پناهندگی، آزادی زندانیها، سرقت، فرار و … اشاره کرد. از تجهیزات استفاده شده برای هواپیماربایی میتوان از مواردی مانند چکش، نارنجک، اسلحه، چاقو، تفنگ، اسباببازی، فشفشه، توپ، پارچهای، جعبه کفش، دوربین و… نام برد.
هواپیماربایان از طبقات مختلف اجتماعی بودهاند؛ از جمله میتوان به هواپیماربای فوتبالیست، چترباز، مهندس پرواز، معلول ذهنی، قاچاقچی و … اشاره کرد. اما امروزه با دستیابی به دستاوردهای گوناگون بازرسی و نظارت تقریباً این رخدادها بسیار کاهش یافته و در برخی از کشورها تقریباً به صفر رسیده است.
بررسی و تجزیه و تحلیل هواپیمارباییهای روی داده که در این مجموعه به آنها اشاره شده حاکی از آن است که دو عامل اصلی را میتوان موجد بروز چنین رویدادهای ناخوشایندی دانست. نخست همان روح منفعتطلبی و زیادهطلبی انسان است که همواره درصدد است بدون رنج، از دسترنج دیگران بهره ببرد که این ویژگی در سایر سارقان دیگر حوزهها نیز مشهود است.
عامل ذاتی و برجسته دیگری که گاهی فرد یا افراد دیگری را که هرگز درصدد ربایش هواپیما نبوده، اما به ناگاه به سوی این رفتار سوق پیدا میکنند، همان ویژگی بارز هواپیما، هوانوردی و حاشیههای آن است. همانطور که مسافرت با هواپیما جذابیتهای خاص خود را داراست و در درجه اول، خاص اقشار متمول و سران کشورهاست، همان گونه که یک سانحه هوایی، به سرعت، عناوین خبرها را به خود اختصاص میدهد هواپیمای ربوده شده نیز توجه همه مخاطبان را به سوی خود معطوف میدارد و خواسته اغلب ربایندگان گروه دوم، نیز چیزی جز همین توجه نیست. به عبارتی آنان درصدد یافتن تریبونی برای بیان خواستههای مشروع یا نامشروع خودند و از ربودن یک هواپیما هدف دیگری غیر از این را دنبال نمیکنند. جالب آنکه خواستهها از طیف وسیعی برخوردار بوده و ممکن است از یک مورد بسیار جزئی شروع شود و تا مسائل کلان جامعه را دربربگیرد.
نخستین اقدامات انجام شده در جهت مقابله با پدیده هواپیماربایی در ایران، به ابتدای دهه سی شمسی بازمیگردد؛ به طوری که در سال ۱۳۳۲ پلیس راهآهن موظف شد نظم و مراقبت از فرودگاههای کشور را نیز بر عهده بگیرد. در این راستا یگانی در اداره پلیس راهآهن تشکیل شد، اما پس از هواپیماربایی ۱۸ مهرماه ۱۳۴۹ فرایند حفاظت از فرودگاهها و پروازها از کمیت و کیفیت بیشتری برخوردار شد؛ به طوری که علاوه بر بازرسی بدنی مسافران، در هواپیما مامورانی بدون آرم و علائم و نشان خاص و با ظاهری همچون سایر مسافران حضور یافتند.
پس از تغییر نام وزارت راه به وزارت راه و ترابری، از نهم آبان ۱۳۵۳، اداره مستقل پلیس هواپیمایی کشوری تشکیل شد. پلیس هواپیمایی وظیفه حفاظت و مراقبت از فرودگاهها و موسسات وابسته و حفظ نظم در فرودگاهها و آمادگی برای پیشگیری و مبارزه با اخلال و بینظمی را عهدهدار بود. در سالهای بعد پلیس فرودگاهها با وسایل و لوازم نوین به کنترل محمولهها و جلوگیری از پنهان نمودن سلاح مجهز شد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، وقوع ناآرمیهایی در برخی از نقاط کشور نظیر کردستان، گنبد، خوزستان و تبریز و نظایر آن و در ادامه هجوم سراسری ارتش بعث عراق و شکلگیری جنگ تحمیلی در گستره مرزهای غربی ایران، فرصت مغتنمی برای فرصتطلبان مهیا کرد تا اهداف شوم خود را در حوزه هوانوردی عملی سازند، به گونهای که آمار هواپیماربایی را به خود اختصاص داد. با گسترش عملیات هواپیماربایی به منظور مقابله هر چه بیشتر با این پدیده شوم، به دستور شفاهی امام خمینی (ره) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از اول شهریور ۱۳۶۳ در فرودگاهای کشور مستقر گردید. شورای امنیت کشور نیز به منظور مقابله با این هواپیمارباییها، را به طور رسمی و قانونی از ۱۲ شهریور ۱۳۶۳ به سپاه واگذار شد.
در سوم مهر ۱۳۷۹ یک فروند هواپیمای فوکر ۱۰۰ شرکت هواپیمایی آسمان که از شیراز عازم تهران بود توسط مردی که یک اسلحه غیرواقعی (اسباببازی) در اختیار داشت در معرض هواپیماربایی قرار گرفت. رباینده تهدید میکرد با داشتن بمب بنزینی، هواپیما را به آتش خواهد کشید و خواستار انتقال هواپیما به فرانسه بود. در نهایت وی توسط ماموران امنیت پرواز دستگیر و هواپیما به سلامت در فرودگاه اصفهان به زمین نشست و رباینده تحویل مقامات امنیتی گردد.
کتاب «نافرمانی در آسمان»، هواپیماربایی در ایران و جهان از ۱۹۸۶ تا ۲۰۲۴ تالیف محمدرضا بابایی در ۱۵۹ صفحه به بهای ۲۴۰ هزار تومان در انتشارات آرمان رشد منتشر شد.