شکلگیری یک شرکت با نگاه متمرکز
شرکت مهرآور بتن غرب فعالیت رسمی خود را از سال ۱۳۸۴ آغاز کرده است؛ سالی که نقطه شروع مسیری تخصصی و هدفمند در حوزه آب و فاضلاب محسوب میشود. از همان ابتدا، رویکرد شرکت بر تمرکز در یک حوزه مشخص و پرهیز از پراکندگی فعالیتها بنا شد. این تمرکز، به مرور زمان تبدیل به مزیت اصلی مجموعه شد و زمینهساز تثبیت جایگاه آن در پروژههای تخصصی آب و فاضلاب گردید. طی نزدیک به بیست سال فعالیت مستمر، این شرکت همواره تلاش کرده است دانش فنی، تجربه میدانی و نیروی انسانی متخصص را در کنار هم قرار دهد تا پاسخگوی نیازهای پیچیده و روزافزون این صنعت باشد.
تمرکز کامل بر صنعت آب و زیرساختهای وابسته
حوزه اصلی فعالیت شرکت مهرآور بتن غرب، بهصورت مشخص و بدون ابهام، در بخش آب تعریف شده است. این تمرکز آگاهانه باعث شده است که شرکت بتواند در زمینههای مرتبط با آب، از طراحی تا اجرا و بهرهبرداری، به سطح قابل توجهی از تخصص دست پیدا کند.در کنار آب، فعالیتهایی در حوزه آبیاری و زهکشی نیز در کارنامه شرکت دیده میشود، اما بخش عمده توان فنی و اجرایی مجموعه معطوف به پروژههای مرتبط با آب و تأسیسات وابسته به آن است؛ حوزهای که نیازمند دقت بالا، دانش تخصصی و تجربه عملی گسترده است.
برخورداری از گرید یک تخصصی در بهرهبرداری و نگهداری
یکی از مهمترین شاخصهای فنی شرکت مهرآور بتن غرب، برخورداری از گرید یک در شاخه بهرهبرداری و نگهداری از تأسیسات آب و تصفیهخانهها است. این گرید، که از بالاترین سطوح رتبهبندی در این حوزه محسوب میشود، نشاندهنده توان تخصصی شرکت در راهبری، نگهداری و بهرهبرداری اصولی از تأسیسات حساس آبی است. فعالیت در این سطح، صرفاً اجرای پروژه نیست؛ بلکه شامل مدیریت مستمر، پایش عملکرد، نگهداری پیشگیرانه و تضمین پایداری تأسیسات میشود. این نوع فعالیت نیازمند تیمهای فنی آموزشدیده، تجربه عملی طولانیمدت و شناخت دقیق از ساختار تأسیسات آب و فاضلاب است؛ ویژگیهایی که طی سالها در این مجموعه شکل گرفته و تقویت شده است.
تجربهای انباشته از کار میدانی و تخصصی
آنچه امروز شرکت مهرآور بتن غرب را در میان شرکتهای منتخب و برتر معرفیشده از سوی آب و فاضلاب استان آذربایجان غربی قرار داده، نه فقط قدمت، بلکه تجربه انباشتهشده در پروژههای تخصصی و عملکرد مستمر در شرایط واقعی و میدانی است. این تجربه، حاصل سالها فعالیت بیوقفه در پروژههایی است که هر کدام با چالشهای فنی، اجرایی و محیطی خاص خود همراه بودهاند.
گستره فعالیت فراتر از یک استان
در مرور بیست سال فعالیت حرفهای، دامنه همکاریهای شرکت مهرآور بتن غرب محدود به یک منطقه یا یک کارفرما نبوده است. این مجموعه طی سالهای متمادی با ارگانهای مختلف، بهویژه شرکتهای آب و فاضلاب استانی، در چندین نقطه مهم کشور همکاری مستمر داشته و تجربه خود را در مقیاسهای متفاوت جغرافیایی و اجرایی به کار گرفته است. استانهای آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی، اردبیل و خوزستان از جمله مناطقی هستند که شرکت در آنها حضور فعال و مداوم داشته و پروژههای متعددی را به مرحله بهرهبرداری رسانده است. این پراکندگی جغرافیایی، بیانگر توان شرکت در تطبیق با شرایط اقلیمی، فنی و اجرایی متفاوت در هر منطقه است.
کارنامهای متشکل از دهها پروژه اجرایی
حاصل این دو دهه فعالیت، اجرای حدود ۴۶ پروژه در حوزه آب و فاضلاب است؛ پروژههایی که هر یک بخشی از نیازهای حیاتی شهرها و مناطق مختلف کشور را پوشش دادهاند. این عدد، صرفاً یک آمار نیست، بلکه نشاندهنده استمرار حضور، اعتماد کارفرمایان و توان عملیاتی مجموعه در تحویل پروژهها در بازههای زمانی طولانی است. پروژهها در مقاطع مختلف زمانی و با ابعاد متفاوت اجرا شدهاند؛ از بهرهبرداری و نگهداری تأسیسات گسترده شهری گرفته تا راهبری خطوط انتقال و تولید آب. این تنوع، به شرکت امکان داده است تا تجربهای چندلایه و کاربردی در بخشهای مختلف صنعت آب به دست آورد.
خوزستان؛ تجربهای گسترده در مقیاس کلانشهری
در میان پروژههای شاخص، فعالیتهای انجامشده در استان خوزستان جایگاه ویژهای دارد. در این استان، شرکت مسئولیت نگهداری، بهرهبرداری و راهبری تأسیسات آبرسانی شهرهای مهمی چون اهواز، کارون، کوتعبدالله و حمیدیه را بر عهده داشته است. این همکاری از سال ۱۳۹۷ آغاز شده و تا حوالی سال ۱۴۰۱ بهصورت مستمر ادامه داشته است؛ دورهای که نیازمند حضور مداوم، مدیریت دقیق و پاسخگویی سریع به مسائل فنی و عملیاتی بوده است. همکاری با شرکت آب و فاضلاب استان خوزستان در چنین بازهای، تجربهای سنگین و در عین حال تعیینکننده در کارنامه شرکت محسوب
میشود.
شبکهای به طول صدها کیلومتر
ابعاد فنی پروژههای خوزستان تنها به محدوده شهری محدود نبوده است. طول شبکه آبرسانی تحت بهرهبرداری و مدیریت شرکت در این استان، رقمی در حدود ۸۰۰ کیلومتر بوده است؛ شبکهای گسترده که مناطق مختلف اهواز، کارون و محله کوتعبدالله را پوشش میداده و نیازمند برنامهریزی دقیق در نگهداری و پایش مداوم بوده است. راهبری چنین شبکهای، بهویژه در شرایط اقلیمی خاص خوزستان، مستلزم تجربه بالا، نیروی انسانی متخصص و ساختار اجرایی منسجم است؛ عواملی که در طول اجرای این پروژه بهطور عملی مورد آزمون قرار
گرفتهاند.
آذربایجان شرقی؛ حضور بلندمدت در تولید و انتقال آب
در استان آذربایجان شرقی نیز پروژهای شاخص و بلندمدت در کارنامه شرکت ثبت شده است. در این استان، شرکت مسئولیت تولید آب شهر تبریز را از طریق خط انتقال تا درب مشترکین بر عهده داشته است؛ پروژهای حساس که مستقیماً با تأمین آب شرب یکی از کلانشهرهای کشور ارتباط دارد. این فعالیت به مدت دوازده سال بهصورت مستمر انجام شده است؛ دورهای طولانی که نشاندهنده ثبات عملکرد، اعتماد کارفرما و توان شرکت در حفظ کیفیت و پایداری سیستمهای آبرسانی در بلندمدت است.
وضعیت فعلی پروژهها؛ تمرکز بر بهرهبرداری و راهبری تأسیسات
در مقطع کنونی، شرکت مهرآور بتن غرب همچنان با حجم قابل توجهی از فعالیتهای اجرایی در حال کار است. در حال حاضر، ۱۰ پروژه فعال در دستور کار شرکت قرار دارد؛ پروژههایی که عمدتاً در دو استان آذربایجان غربی و آذربایجان شرقی متمرکز شدهاند و با نهادهای تخصصی حوزه آب بهویژه شرکتهای آب و فاضلاب و آب منطقهای در حال اجرا هستند. ماهیت این پروژهها بیش از هر چیز بر بهرهبرداری، نگهداری و راهبری تأسیسات آب استوار است؛ حوزهای که بهدلیل حساسیت بالا، نیازمند حضور دائمی و مدیریت پیوسته است و با اجرای مقطعی یا کوتاهمدت تفاوت اساسی دارد.
همکاری گسترده با آب و فاضلاب استانها
بخش عمده پروژههای فعال شرکت، در قالب قرارداد با شرکت آب و فاضلاب استان آذربایجان غربی در حال اجراست. این فعالیتها طیف وسیعی از تأسیسات را در بر میگیرد؛ از مخازن ذخیره آب گرفته تا ایستگاههای پمپاژ، تصفیهخانهها و تمامی فرآیندهایی که از مبدأ تولید آب تا تحویل آن به مشترکین را شامل میشود. در حال حاضر، حدود ۶ قرارداد فعال با شرکتهای آب و فاضلاب وجود دارد که بسته به نوع پروژه، مدتزمان آنها بین یک تا سه سال متغیر است. این قراردادهای میانمدت و بلندمدت، نشاندهنده اعتماد کارفرما به توان اجرایی و عملکرد پایدار شرکت در طول زمان است.
پروژههای مشترک با شرکت آب منطقهای
در کنار همکاری با آب و فاضلاب، شرکت مهرآور بتن غرب در چند پروژه نیز با شرکت آب منطقهای استان همکاری دارد. بخشی از این پروژهها بهصورت مستقیم در قالب قرارداد با آب منطقهای تعریف شده و بخشی دیگر ماهیتی ترکیبی دارد که با مشارکت هر دو مجموعه، یعنی آب و فاضلاب و آب منطقهای، اجرا میشود. این پروژهها عمدتاً در حوزه بهرهبرداری از منابع آب، آبیاری و زهکشی تعریف شدهاند و شامل راهبری و نگهداری رودخانههایی نظیر نازلوچای و شهرچای میشوند؛ پروژههایی که نقش مهمی در مدیریت منابع آب، کنترل جریان و پایداری سیستمهای آبی منطقه ایفا میکنند.
فعالیتهای فنی
یکی از ابعاد مهم فعالیت شرکت مهرآور بتن غرب، اشتغالزایی مستقیم ناشی از اجرای این پروژههاست. در حال حاضر، حدود ۳۴۰ نفر بهصورت مستقیم تحت پوشش بیمه این شرکت قرار دارند و از محل فعالیتهای آن ارتزاق میکنند؛ موضوعی که بهمعنای تأمین معیشت صدها خانواده در منطقه است. با احتساب نیروهای فنی، اجرایی و پرسنل دفتری، مجموع نیروی انسانی فعال شرکت به حدود ۳۶۵ نفر میرسد که از این تعداد، نزدیک به ۲۵ نفر در بخشهای دفتری و مدیریتی مشغول به فعالیت هستند. این ساختار انسانی گسترده، بیانگر مقیاس فعالیت شرکت و مسئولیت اجتماعی آن در کنار مسئولیتهای فنی و اجرایی است.
تعدیلها؛ فاصلهای محسوس با واقعیت بازار
از نگاه کسی که نزدیک به بیست سال در خط مقدم عملیات آبرسانی و بهرهبرداری از تأسیسات فعالیت داشته، باید با صراحت گفت که تعدیلهای اعلامی از سوی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، اگرچه بر اساس شاخصهای رسمی و شرایط کلی کشور تدوین میشوند، اما در عمل پوشش کامل افزایش قیمتها را ایجاد نمیکنند. میزان اثرگذاری این تعدیلها، از پروژهای به پروژه دیگر متفاوت است. در برخی قراردادها، شاید بخشی از افزایش هزینهها جبران شود، اما در تعدادی از پروژههای فعال، بهویژه در نیمه دوم سال، تعدیلها عملاً کارایی خود را از دست میدهند. تجربه نشان داده است که شاخصهای نیمه اول سال معمولاً وضعیت بهتری دارند، اما در نیمه دوم سال، فاصله میان قیمت واقعی بازار و ضرایب تعدیل بهشدت افزایش پیدا میکند.
تأخیر در اعلام شاخصها؛ فشار مضاعف بر پیمانکار
یکی از مشکلات جدی، تأخیر در اعلام شاخصهای تعدیل است. در حال حاضر، شاخصهای ششماهه اول سال هنوز اعلام نشدهاند و پروژهها عملاً با قیمتهای مربوط به سهماهه چهارم سال ۱۴۰۳ در حال پیشرفت هستند. این موضوع باعث میشود که پیمانکار، هزینههای جاری را با قیمتهای روز بازار پرداخت کند، اما دریافتیها بر مبنای قیمتهای قدیمی محاسبه شود. از سوی دیگر، پرداخت صورتوضعیتها نیز به دلیل محدودیت منابع و کمبود اوراق، معمولاً با تأخیر انجام میشود. این شرایط، فشار نقدینگی سنگینی را به پیمانکار تحمیل میکند؛ فشاری که مستقیماً بر سرعت و کیفیت اجرای پروژهها اثرگذار است.
اقدام متفاوت آب و فاضلاب آذربایجان غربی در حوزه مالی
در این میان، عملکرد شرکت آب و فاضلاب استان آذربایجان غربی طی ماههای اخیر، تجربهای متفاوت و قابل توجه بوده است. با رویکرد جدید مدیریتی و اقداماتی که در حوزه مالی انجام شده، بخشی از مشکلات سنتی پرداختها کاهش پیدا کرده است. یکی از اقدامات شاخص، لینک کردن اوراق با بانکها و تبدیل آن به پرداخت نقدی برای پیمانکاران بوده است؛ اقدامی که پیش از این در بسیاری از استانها یا انجام نمیشد یا با موانع جدی همراه بود. این رویکرد، بهویژه در چند ماه اخیر، اثرات ملموسی بر بهبود بنیه مالی پیمانکاران داشته و انگیزه اجرای سریعتر پروژهها را افزایش داده است.
تأثیر مستقیم مدیریت بر سرعت پروژهها
این تغییر رویکرد مالی، مستقیماً بر برنامه زمانبندی پروژهها اثر گذاشته است. پروژههایی که از نظر برنامه زمانبندی مالی وضعیت بهتری پیدا کردهاند، بهصورت طبیعی در بخش اجرایی نیز شتاب گرفتهاند. این موضوع، نه در حرف، بلکه در عمل و در کارگاهها قابل مشاهده است. به نظر میرسد این تحرک، ریشه در تجربه مدیریتی و نگاه توسعهمحور مدیران جدید دارد؛ نگاهی که اهمیت نقدینگی، انگیزه پیمانکار و ارتباط مستقیم آن با پیشرفت فیزیکی پروژه را بهخوبی درک کرده است.
پروژه «شِبان»؛ نمونهای عینی از تأثیر تزریق مالی
نمونه بارز این تغییر، پروژه شِبان در شهرستان ارومیه است؛ پروژهای که وظیفه آبرسانی به حدود ۳۳ روستا را در قالب یک مجتمع بر عهده دارد. این پروژه از سال ۱۴۰۱ آغاز شده بود، اما تا مدتها به دلیل مشکلات مالی و معارضات متعدد، پیشرفت قابل قبولی نداشت. بخشی از معارضات، نه اجتماعی یا شخصی، بلکه کاملاً اداری و دولتی بود؛ جایی که عدم هماهنگی میان دستگاههای مختلف اجرایی، پروژه را عملاً متوقف کرده بود. این مسئله، یکی از چالشهای مزمن پروژههای عمرانی در کشور است؛ عدم همافزایی میان نهادهای دولتی که هزینه آن مستقیماً به پروژه و مردم تحمیل میشود.
بهبود هماهنگیها و حرکت دوباره پروژه
در ماههای اخیر، با تزریق منابع مالی و همچنین بهبود تعامل میان دستگاههای مرتبط، روند اجرای پروژه شِبا به شکل محسوسی تغییر کرده است. حلوفصل تدریجی معارضات، همراه با تأمین نقدینگی، باعث شده پروژهای که سالها در رکود نسبی قرار داشت، دوباره جان بگیرد و وارد فاز اجرایی مؤثر شود. این تجربه، نشان میدهد که اگر همزمان سه عامل مدیریت مالی، هماهنگی بیندستگاهی و اعتماد به پیمانکار در کنار هم قرار بگیرند، حتی پروژههای متوقفشده نیز میتوانند در مدت کوتاهی مسیر پیشرفت را پیدا کنند؛ موضوعی که امروز در برخی پروژههای فعال استان بهصورت ملموس قابل مشاهده است.وقتی صحبت از میزان مطالبات میشود، نمیتوان آن را صرفاً یک عدد ساده تلقی کرد. حجم طلب شرکت مهرآور بتن غرب، بسته به پروژهها و قراردادهای مختلف، متفاوت است، اما فعالیت شرکت در این صنعت متوقف نشده است. ادامه کار در چنین شرایطی، بیش از آنکه یک تصمیم اقتصادی باشد، نوعی تعهد حرفهای و اجتماعی تلقی شده؛ تعهدی که هزینههای آن مستقیماً بر دوش مجموعه و نیروی انسانی آن قرار گرفته است.
حفظ اشتغال در شرایط سخت مالی
با وجود فشارهای مالی ناشی از مطالبات معوق، سیاست شرکت بر عدم تعدیل نیروی انسانی استوار بوده است. در شرایطی که بسیاری از مجموعهها ناچار به کاهش نیرو شدهاند، تلاش شده تا چرخه اشتغال حفظ شود و فشار اقتصادی به کارکنان و خانوادههای آنان منتقل نشود. این تصمیم، بهویژه با توجه به تعداد بالای نیروهای شاغل در پروژهها، تصمیمی ساده نبوده است. حفظ اشتغال در چنین مقیاسی، مستلزم تحمل فشار مالی سنگین و مدیریت مستمر نقدینگی بوده؛ فشاری که شرکت آگاهانه آن را پذیرفته است.
گلایه جدی از نظام بانکی؛ پیمانکار دیده نمیشود
یکی از اصلیترین چالشهای پیشروی شرکت، نگاه نظام بانکی به پیمانکاران است. علیرغم آنکه حسابهای پیمانکاری گردش مالی قابل توجهی دارند و نقش مستقیمی در تولید خدمات و اشتغال ایفا میکنند، بانکها عملاً پیمانکاران را بهعنوان یک بخش مولد به رسمیت نمیشناسند. در عمل، هیچگونه تسهیلات مؤثری به پیمانکاران اعطا نمیشود و نگاه بانکها همچنان می بر رویکردهای سنتی و غیرتوسعهای است. این در حالی است که حجم اشتغال ایجادشده توسط یک پیمانکار فعال در حوزه آب و فاضلاب، در مواردی با اشتغال چند کارخانه متوسط برابری میکند.
مصوبات بیاثر؛ وقتی بانکها تمکین نمیکنند
این گلایه، صرفاً یک انتقاد شفاهی نیست. در مقاطعی، حتی مصوبات رسمی از ستادهای تسهیل و مراجع ذیصلاح برای حمایت از پیمانکاران اخذ شده است. با این وجود، در عمل، بانکها به این مصوبات تمکین نکردهاند و مسیر پرداخت تسهیلات همچنان مسدود باقی مانده است. این وضعیت، نهتنها موجب تضعیف بنیه مالی پیمانکاران میشود، بلکه مستقیماً اجرای پروژههای زیرساختی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ پروژههایی که تأخیر در آنها، هزینه اجتماعی و اقتصادی بالایی برای مناطق مختلف کشور به همراه دارد.
اشتغال معادل چند کارخانه؛ مسئولیتی نادیدهگرفتهشده
واقعیت این است که مجموعهای با سطح فعالیت شرکت مهرآور بتن غرب، از نظر اشتغالزایی، قابل مقایسه با سه تا چهار واحد صنعتی یا کارخانه فعال است. با این حال، این نقش اجتماعی در سیاستهای اعتباری بانکها چندان دیده نمیشود و پیمانکاران همچنان در حاشیه نظام تأمین مالی قرار دارند. اگر قرار باشد بازنگری جدی در قوانین و رویهها صورت نگیرد، این مسئله به یک مطالبه عمومی و رسانهای تبدیل خواهد شد؛ مطالبهای که هدف آن، نه امتیازخواهی، بلکه بهرسمیت شناختن نقش پیمانکاران بهعنوان بازوی اجرایی توسعه و اشتغال است.
ماشینآلات؛ ستون فقرات فرسوده پروژههای عمرانی
در اجرای پروژههای بهرهبرداری، نگهداری و راهبری تأسیسات آب، ماشینآلات نه یک ابزار جانبی، بلکه ستون فقرات عملیات اجرایی محسوب میشوند. در حال حاضر، ماشینآلات مورد استفاده شرکت مهرآور بتن غرب، عمدتاً تملکی هستند و وابستگی چندانی به ماشینآلات استیجاری وجود ندارد؛ تصمیمی که در سالهای گذشته برای حفظ استقلال عملیاتی و کاهش ریسک توقف پروژهها اتخاذ شده است.
ناوگانی با عمر بالا؛ واقعیتی ناگزیر
این شرکت در حال حاضر حدود ۲۴ دستگاه ماشینآلات سنگین ملکی در اختیار دارد. با این حال، واقعیت تلخ این است که میانگین عمر این ماشینآلات به حدود ۲۵ سال میرسد؛ موضوعی که مستقیماً بر راندمان، هزینه نگهداری و برنامه زمانبندی پروژهها اثرگذار است. فرسودگی ماشینآلات، نه حاصل بیتوجهی، بلکه نتیجه سالها محدودیت در نوسازی، نبود امکان تأمین تجهیزات نو و شرایط خاص اقتصادی کشور است. در چنین وضعیتی، بخش قابل توجهی از انرژی مجموعه صرف نگهداشت ماشینآلات در مدار بهرهبرداری میشود.
تحریمها و قطعات چینی؛ هزینه پنهان دوبارهکاری
در حوزه تأمین قطعات، تحریمها عملاً دسترسی به قطعات اصلی و باکیفیت را محدود کردهاند. ناگزیر، بخش زیادی از قطعات مصرفی از نوع چینی تأمین میشود؛ قطعاتی که در بسیاری موارد، عمر مفید کوتاهتری دارند و باعث دوبارهکاری، افزایش توقف ماشینآلات و تحمیل هزینههای مضاعف میشوند. این چرخه معیوب، هم هزینههای مستقیم پروژه را افزایش میدهد و هم کیفیت و سرعت اجرا را تحت تأثیر قرار میدهد؛ مسئلهای که در نهایت، خود را در تأخیر پروژهها نشان
میدهد.
مطالبهای جدی برای استانهای مرزی
یکی از دغدغههای اصلی فعالان این صنعت، بهویژه در استانهای مرزی، موضوع امکان استفاده از ظرفیت مناطق آزاد برای ماشینآلات عمرانی است. در حالی که خودروهای شخصی با پلاک مناطق آزاد ماکو و ارس در استانهای آذربایجان غربی و شرقی تردد میکنند، این امکان هنوز برای ماشینآلات عمرانی فراهم نشده است. این در حالی است که ماشینآلات عمرانی، کالایی زینتی یا مصرفی نیستند؛ بلکه ابزار تولید، توسعه و خدمترسانی به مردم محسوب میشوند. نوسازی این ماشینآلات، مستقیماً به افزایش کیفیت اجرا، کاهش زمان پروژهها و ارتقای ایمنی کارگاهها منجر خواهد شد.
تأخیر پروژهها؛ ریشه در تجهیزات فرسوده
یکی از مهمترین دلایل عدم تحقق کامل برنامههای زمانبندی مصوب در پروژههای عمرانی، فرسودگی ماشینآلات موجود در کارگاهها است. وقتی تجهیزات توان عملیاتی لازم را ندارند، حتی دقیقترین برنامهریزیها نیز در عمل با چالش مواجه میشود. ایجاد یک تحول واقعی در این حوزه، بهویژه از طریق تسهیل واردات یا بهرهگیری از ظرفیت مناطق آزاد برای استانهای مرزی، میتواند تأثیری چشمگیر بر روند اجرای پروژهها داشته باشد؛ تحولی که نهتنها به نفع پیمانکاران، بلکه در نهایت به نفع مردم و منافع عمومی خواهد بود.
درخواست رسمی و انتظار از تصمیمگیران
در همین راستا، پیگیریهایی در قالب ارائه لایحه به مجلس شورای اسلامی انجام شده و این مطالبه بهصورت رسمی مطرح گردیده است. انتظار فعالان این حوزه آن است که نمایندگان محترم مجلس، دولت و نهادهای تصمیمگیر، این موضوع را با نگاهی توسعهمحور و واقعبینانه بررسی کنند. اگر چنین امکانی فراهم شود، بهویژه برای استانهای مرزی، میتوان انتظار داشت که تحولی جدی در اجرای پروژههای عمرانی رخ دهد؛ تحولی که آثار آن در کوتاهمدت در سرعت اجرا و در بلندمدت در کیفیت زیرساختها و رضایت عمومی قابل مشاهده خواهد بود.
سوخت ماشینآلات؛ گرهای مزمن در چرخه اجرا
در عمل، تأمین سوخت ماشینآلات عمرانی یکی از چالشهای روزمره پروژههاست. اگرچه بهصورت اسمی، سهمیهای از سوی شرکت پخش فرآوردههای نفتی برای ماشینآلات در نظر گرفته میشود، اما این سهمیه نهتنها کافی نیست، بلکه بهدلیل فرآیندهای پیچیده اداری، در بسیاری از مواقع عملاً کارایی خود را از دست میدهد. نتیجه این وضعیت، اتکای ناگزیر پیمانکار به خرید سوخت آزاد و مازاد برای ادامه بیوقفه پروژههاست.
بروکراسی فرساینده؛ وقتی سهمیه بهموقع نمیرسد
در ظاهر، تخصیص سوخت دارای مسیر کارشناسی است و پروندهها بررسی میشوند، اما در عمل، بروکراسی طولانی و کاغذبازی فرساینده باعث شده است که دریافت سهمیه بهموقع عملاً غیرممکن شود. پروژههای عمرانی امکان توقف ندارند؛ نه میتوان بهخاطر کمبود سوخت کارگاه را تعطیل کرد و نه میتوان اجرای مستمر پروژه را به روند اداری گره زد. در چنین شرایطی، پیمانکار ناچار است برای جلوگیری از وقفه در کار، سوخت مورد نیاز را از بازار آزاد تأمین کند؛ اقدامی که هزینههای پروژه را بهطور مستقیم افزایش میدهد و فشار مضاعفی بر بنیه مالی شرکت وارد میکند.
شرایط استانهای مرزی؛ حساسیت بیشتر، مشکلات بیشتر
این مسئله در استانهای مرزی ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. حساسیتهای نظارتی در حوزه سوخت، هرچند قابل درک و قابل احترام است، اما در عمل باعث شده است که روند تخصیص برای پروژههای فعال عمرانی دشوارتر از سایر استانها باشد. واقعیت این است که وقتی شرکتی بهصورت شفاف، در حال اجرای پروژههای رسمی و جاری است و صدها نفر نیروی انسانی را بهکار گرفته، باید از سازوکارهای عمومی و مصرفکنندگان غیرمولد تفکیک شود. پروژهای که هر روز در حال فعالیت است، مصرف سوخت آن نیز قابل پیشبینی و قابل پایش است و نیازی به این حجم از پیچیدگی اداری ندارد.
اشتغال گسترده؛ مطالبهای فراتر از یک سهمیه
شرکتی که نزدیک به ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر را بهطور مستقیم به کار گرفته و معیشت صدها خانوار به استمرار فعالیت آن وابسته است، نمیتواند درگیر فرآیندهایی شود که مانع اجرای پروژههای حیاتی شود. رسیدگی به مسئله سوخت چنین مجموعههایی، نه یک امتیاز خاص، بلکه ضرورتی برای حفظ اشتغال و تداوم خدمات عمومی است. انتظار این است که سازوکاری مشخص، شفاف و مجزا برای تخصیص سوخت پروژههای عمرانی فعال تعریف شود؛ سازوکاری که هم دغدغههای نظارتی را پوشش دهد و هم اجازه ندهد پروژهها به دلیل مسائل اداری متوقف یا کند شوند.
آمادگی برای فعالیت در سایر استانها
با وجود همه این چالشها، اعلام آمادگی برای فعالیت در سایر استانها همچنان وجود دارد. شرکت مهرآور بتن غرب، بهعنوان یکی از معدود شرکتهای دارای گرید یک بهرهبرداری و نگهداری تأسیسات آب در کشور، آمادگی دارد تجربیات خود را در پروژههای مشابه در دیگر استانها نیز به کار بگیرد. در سطح کشور، تعداد شرکتهای فعال و کاملاً خصوصی در این شاخه تخصصی، بسیار محدود است؛ کمتر از انگشتان دو دست. بسیاری از شرکتهایی که باقی ماندهاند، ماهیتی شبهدولتی یا خصولتی دارند و بخش خصوصی واقعی، با فشارهای مالی و ساختاری متعددی مواجه است.
عبور از دوران طلایی و دلایل بقا
واقعیت این است که دوران طلایی این شاخه تخصصی، تا حدی پشت سر گذاشته شده است؛ عمدتاً بهدلیل محدودیتهای بودجهای و ساختاری. با این حال، اقداماتی نظیر نقد شدن اوراق مرابحه از طریق شبکه بانکی، یکی از عوامل اصلی تداوم فعالیت شرکتها در این حوزه بوده است. در کنار آن، باید به چالش مهمتری نیز اشاره کرد: عدم توازن میان قیمت آب مصرفی مشترکین و هزینههای واقعی شرکتهای آب و فاضلاب. این فاصله قیمتی، باعث شده است که خود شرکتهای آب و فاضلاب نیز با زیان عملیاتی مواجه شوند و این فشار، بهصورت زنجیرهای به پیمانکاران و حتی کارکنان این شرکتها منتقل شود.
افزایش آببها؛ گامی رو به جلو، اما ناکافی
در سال ۱۴۰۴، افزایش آببها تا حدی این عدم توازن را کاهش داده و شرایط را اندکی بهبود بخشیده است، اما همچنان قیمت آب مصرفی برای شهروندان بسیار پایینتر از هزینه واقعی تولید و توزیع آن است. تا زمانی که این شکاف بهصورت اصولی اصلاح نشود، فشار مالی بر کل زنجیره تأمین آب، از شرکتهای آب و فاضلاب تا پیمانکاران اجرایی، ادامه خواهد داشت.
فشارهای پنهان اداری؛ از گلایه مشترک تا بحران عملیاتی
آنچه امروز در استانهای مختلف کشور شنیده میشود، گلایهای مشترک میان فعالان حوزه پروژههای عمرانی و آب و فاضلاب است. این مسائل محدود به یک استان خاص نیست و تجربه همکاران در استانهایی مانند اردبیل نیز نشان میدهد که بسیاری از شرکتهای معتبر با سنگاندازیها و سکتههای اداری مشابهی مواجهاند. در آذربایجان غربی نیز این چالشها بهصورت کاملاً ملموس وجود دارد و در برخی حوزهها حتی شدت بیشتری به خود گرفته است.
تأمین اجتماعی؛ بزرگ ترین گره اجرایی پروژهها
در میان نهادهای مختلف، سازمان تأمین اجتماعی به یکی از اصلیترین دغدغههای فعالان این صنعت تبدیل شده است. مسئله فقط مطالبه حق بیمه نیست؛ بلکه شیوه برخورد و نوع نگاه به پروژههای عمرانی است. در شرایطی که پروژهها هنوز به مرحله دریافت منابع مالی نرسیدهاند، تأمین اجتماعی مطالبه خروجی قطعی دارد؛ بدون آنکه ورودی متناظری به شرکتها تزریق شده باشد. در موارد متعددی، حسابهای شرکت مسدود شده و حتی از موجودی حسابهایی که مربوط به بودجههای عمرانی پروژهها بودهاند، برداشت صورت گرفته است؛ در حالی که ماهیت این بودجهها مشخص است و تخصیص آنها معمولاً با تأخیر انجام میشود؛ موضوعی که خود سازمان تأمین اجتماعی نیز به آن واقف است.
مطالبه ثابت در شرایط متغیر
نگاه غالب، نگاهی بنگاهدارانه است؛ رویکردی که بدون توجه به شرایط واقعی پروژه، عدد ثابتی را مطالبه میکند. حتی اگر شرکت هنوز هیچ دریافتیای از کارفرما نداشته باشد، انتظار پرداخت کامل حق بیمه وجود دارد. این در حالی است که هزینههای جاری شرکت، از حقوق پرسنل گرفته تا نگهداری ماشینآلات، بهصورت مستمر در حال پرداخت است. در برخی موارد، کارفرماها با ارسال نامه و پیگیری رسمی، تلاش کردهاند وضعیت شرکتهای پیمانکار را برای تأمین اجتماعی تشریح کنند، اما این مکاتبات نیز اغلب تأثیر عملی نداشته و روند مطالبه بدون انعطاف ادامه یافته است.
جریمه بودجههای عمرانی؛ تناقضی آشکار
یکی از نقاط بحرانی این فرآیند، اعمال جریمه بر بودجههای عمرانی است؛ بودجههایی که اساساً تخصیص آنها بهموقع انجام نمیشود. با این حال، همین منابع مشمول جریمههای سنگین میشوند و در مواردی، از حسابهایی که اندکی رسوب مالی دارند، برداشت صورت میگیرد. پس از آن، مسیر اعتراض آغاز میشود؛ مسیری طولانی که گاه تا دیوان عدالت اداری ادامه پیدا میکند و ممکن است یک سال یا بیشتر زمان ببرد. در این بازه، پروژه و شرکت، هزینه این تصمیمات را پرداخت میکنند، حتی اگر در نهایت حق به پیمانکار بازگردد.
مالیات؛ چالش کمتر، اما همچنان موجود
در مقایسه با تأمین اجتماعی، سازمان امور مالیاتی فشار کمتری وارد میکند، اما آنجا نیز مشکلاتی وجود دارد. با این حال، شدت و گستردگی اثرگذاری تأمین اجتماعی بر جریان نقدینگی و ادامه حیات پروژهها، بهمراتب بیشتر و ملموستر است.
خروج شرکتهای استخواندار از چرخه اجرا
نتیجه طبیعی این فشارهای انباشته، خروج تدریجی شرکتهای قدیمی، باتجربه و اصطلاحاً «استخواندار» از این صنعت بوده است. شرکتهایی که سالها بازوی اجرایی دولت محسوب میشدند و توان اجرای پروژههای بزرگ را داشتند، بهتدریج از گود خارج شدهاند؛ نه بهدلیل ضعف فنی، بلکه بهواسطه فرسایش مالی و اداری. اگر این روند ادامه پیدا کند و اصلاحی در نگاه سیاستگذارانه صورت نگیرد، بخش خصوصی واقعی عملاً از این حوزه حذف خواهد شد.
کاهش پروژههای عمرانی؛ زنگ خطری جدی
در یکی دو سال اخیر، بهدلیل محدودیتهای بودجهای، تعداد پروژههای عمرانی نیز کاهش یافته است؛ واقعیتی انکارناپذیر. شرکتهایی که امروز با سختی بسیار سرپا ماندهاند، آخرین حلقههای زنجیره اجرای پروژهها هستند. اگر این حلقهها نیز از بین بروند، در آینده—حتی با افزایش بودجههای عمرانی—دیگر نیروی اجرایی توانمند و آمادهای برای اجرا وجود نخواهد داشت.
هشدار به سیاستگذاران؛ پیش از آنکه دیر شود
مسئله امروز، صرفاً گلایه یک شرکت یا یک استان نیست؛ بلکه هشداری جدی درباره آینده اجرای پروژههای زیرساختی کشور است. اگر بروکراسیهای فرساینده، نگاههای غیرتوسعهای و فشارهای نهادهای موازی اصلاح نشود، کلافگی و فرسودگی جایگزین انگیزه و توان اجرایی خواهد شد. حل این مسائل، نه لطف به پیمانکار، بلکه سرمایهگذاری برای حفظ بازوی اجرایی دولت و تضمین آینده پروژههای عمرانی کشور است؛ بازویی که اگر از کار بیفتد، احیای دوباره آن بهسادگی ممکن نخواهد بود.
حفظ اشتغال و استمرار فعالیت؛ اولویت راهبردی
حفظ اشتغال در شرایط دشوار مالی و اجرایی است. با وجود فشارهای ناشی از مطالبات معوق، بروکراسی اداری و محدودیتهای بودجهای، شرکت مهرآور بتن غرب توانسته است نزدیک به ۳۶۵ نفر شامل نیروی اجرایی و دفتری را حفظ کند و معیشت صدها خانوار را تأمین نماید. این رویکرد، فراتر از یک اقدام تجاری، نشاندهنده تعهد اجتماعی و پایبندی به مسئولیتهای ملی و منطقهای است.
گلایه از بروکراسی و نهادهای نظارتی
برداشت غیرمجاز از حسابها، جریمه بودجههای عمرانی و عدم اعطای تسهیلات مالی، بهویژه در استانهای مرزی، فشار مضاعفی بر فعالیت پیمانکاران وارد میکند. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، شرکتهای خصوصی و فعال در صنعت آب و فاضلاب بهتدریج از چرخه اجرایی خارج خواهند شد و با افزایش بودجههای عمرانی در آینده، دیگر نیروی اجرایی توانمندی برای تحقق پروژهها باقی نخواهد ماند.یکی دیگر از دغدغهها، فرسودگی ماشینآلات سنگین و محدودیت تأمین سوخت است. میانگین عمر ماشینآلات شرکت نزدیک به ۲۵ سال است و تحریمها موجب استفاده از قطعات کمکیفیت و دوبارهکاری میشوند. همچنین، محدودیت سهمیه سوخت باعث میشود که شرکت مجبور به خرید آزاد سوخت شود که فشار مالی و تأخیر در اجرا را تشدید میکند.
چالشهای رقابتی و آییننامههای صلاحیت
از دیگر مشکلات مهم، رقمهای پایه مناقصات و آییننامههای صلاحیت است که برای شرکتهای کوچک و متوسط مناسب نیست. سقفهای تعیینشده برای شرکتهای با گرید پنج بسیار بالاتر از بودجه واقعی پروژههای استانهای کوچک و محروم است. نتیجه این رویه، دوبارهکاری، توقف پروژه و کاهش کیفیت اجرای طرحها است.
جمع بندی پایانی
این مسائل باید بهصورت شفاف و مستند بررسی شود و راهکارهایی برای کاهش فشارهای مالی و اداری، اصلاح فرآیند مناقصهها و حمایت از پیمانکاران واقعی و فعال ارائه گردد. این پیام، علاوه بر اطلاعرسانی به مجلس، وزارتخانهها و استانداریها، بهنوعی دعوت از مسئولین برای همکاری عملی در رفع موانع پیش روی صنعت آب و فاضلاب است. ادامه فعالیت، توسعه زیرساختها و خدمترسانی به مردم وابسته به اصلاح بروکراسیها و حمایت نهادهای ذیربط است. نگاه ایشان ترکیبی است از تجربه عملی، دغدغه اجتماعی و پیشنهادهای سازنده برای تقویت ظرفیتهای اجرایی استان و کشور. در خاتمه وظیفه می دانم از تمامی مسئولان کشوری و استانی که دغدغه خدمت به مردم عزیزمان را دارند قدردانی ویژه ای داشته باشم و همچنین تشکر صمیمانه ای دارم از همکاران شریف و پرتلاش خود در این شرکت که متعهدانه ما را در اجرای پروژه ها یاری می نمایند .