به گزارش اکو رسانه ، به نقل از عصر ایران ؛ حسن ظهوری ــ طی چند سال گذشته، با رشد شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام و اقبال مردم به جستجو و دنبال کردن موضوعات در این فضا، بسیاری از خیریهها که معمولاً اصلیترین پایگاههای حل بحرانهای اجتماعی، بهخصوص بیماریهای لاعلاج و امثال آن هستند، از این بسترهای مجازی برای بهبود فرایند کمکرسانی به جامعه هدف خود استفاده میکردند. اما حالا با قطع اینترنت، این جامعه هدف خیلی دورتر از آن است که حتی تلاشهای اندک هم برای کمک به آنها مثمرثمر باشد.
با قطعی اینترنت، درآمدهای خیریهها به شکلی باورنکردنی کاهش یافت؛ تا جایی که بسیاری از آنها از همین حالا در حال تعطیل شدن هستند، یا حقوق پرسنل خود را نپرداختهاند و یا به تعدیل نیرو فکر میکنند. هرکدام از این اتفاقات میتواند آینده جامعه هدفِ خیریهها را تحتالشعاع قرار دهد. شبکههای اجتماعی مهمترین محل بازخورد تبلیغات، نمایش فیلمها، عکسها و مشاهدات مردمی از فعالیت خیریهها بود و از این طریق کمکهای مالی بسیاری برای نیازمندان جمعآوری میشد.
در چنین اوضاع و احوالی، کالابرگهای یک میلیون تومانی هم نمیتواند دردی از نیازمندانی که از طریق خیریهها تأمین میشدند دوا کند؛ چراکه این کالابرگها تقریباً هیچ گرهی از زندگی آنها باز نمیکند و نیازهای آنان بسیار فراتر از کالاهای اساسی است که بخواهند با یک میلیون تومان بخرند.
جامعهای که تحت پوشش خیریههاست، طیف وسیعی را شامل میشود؛ از نیازمندان و فقرا گرفته تا آسیبدیدگان از اعتیاد، زنان سرپرست خانوار و کودکانی که اگر بهموقع به آنها رسیدگی نشود، به جمعیت کودکان کار میپیوندند. از سوی دیگر، بیماران لاعلاج و ازکارافتادگانی هستند که اگر مورد رسیدگی دقیق قرار نگیرند، وضعیتشان به یک بحران اجتماعی بزرگ بدل میشود؛ بحرانی که پیش از این، با پیوستن مردم به شبکههای اجتماعی و فعالیتهای خیرخواهانه، تا اندازهای کنترل شده و در مسیر حل مقطعی قرار داشت.
خیریهها شکل گرفتهاند تا باری از دوش دولت بردارند. اگرچه تحقق عدالت و برابری اجتماعی از وظایف دولت است، اما این موضوع غالباً در حد یک رؤیا باقی مانده و هیچ دولتی در هیچ دورهای موفق نشده است عدالت اجتماعی را آنطور که در تخیل انسان میگنجد، بهطور کامل اجرایی کند. به همین دلیل خیریهها وارد میدان شدهاند تا توانمندان را قانع کنند بخشی از دارایی خود را صرف نجات نیازمندان کنند؛ همان توانمندانی که مدتهاست اخبار و احوال را از شبکههای اجتماعی دنبال میکنند.
خیریهها همواره تلاش کردهاند با بحران گرسنگی و سوءتغذیه، بهخصوص در میان کودکان، مقابله کنند. این تلاشها نتیجهبخش بود و گاهی بحران فقر در مناطق محرومی چون سیستانوبلوچستان با همین فعالیتها کنترل میشد. با تکیه بر همین اقدامات بود که مدارس بسیاری در استانهای محروم ساخته شد و خیرین موفق شدند بخشی از بحران معیشت، سوءتغذیه و آموزش را از بین ببرند. در واقع در تمام دنیا، خیریهها این بارِ مانده بر زمین را برمیدارند و با کمک توانمندان به مقصد میرسانند. اما برای این کار به ابزار نیاز دارند؛ فضایی برای معرفی و جایی برای روایت داستان زندگی آدمهای نیازمند. تا به امروز هیچ فضایی بهاندازه شبکههای اجتماعی، بهویژه اینستاگرام، به این موضوع کمک نکرده بود.
خیریهها حتی موفق شده بودند در شرایط بحرانی مانند سیل و زلزله، با فراخوان و دعوت از مردم، پیوند اجتماعی را تقویت کرده و بحران را با همکاری مردم و دولت به سرانجامی معلوم برسانند. اما اینبار ماجرا متفاوت است؛ اکنون آنقدر دستشان از فراخوانهای کمکرسانی کوتاه شده که خودشان هم برای بقا و کمک به دیگران، نیازمند یاری جدی هستند.
در چنین شرایطی، محرومان، نیازمندان و بیماران لاعلاج زانوی غم بغل گرفتهاند؛ چراکه میدانند اگر خیریهها به دادشان نرسند، از سوی دولت کمک چندانی به آنها نخواهد شد و اگر هم کمکی برسد، آنقدر ناچیز است که حتی روزنهای کوچک از حفرههای بزرگ زندگیشان را پر نخواهد کرد.
به همین سبب بسیاری معتقدند اگر اینترنت بهزودی وصل نشود و شبکههای اجتماعی در دسترس قرار نگیرند تا خیریهها و حامیانِ نیازمندان دوباره یکدیگر را بیابند، بحران معیشتی بزرگی در راه خواهد بود؛ بحرانی که در آن فقر سلطنت میکند. و کیست که نداند با آغاز سلطنت فقر، چالشهای اجتماعی عظیمی پدید میآید که حتی کودکانِ خانهها را هم به خیابانها و به صفِ کودکان کار میکشاند. این همان بحرانی است که اگر آغاز شود، جبران و حلوفصل آن سالها به طول میانجامد.
Post Views: ۷