اعتراض پس از انقلاب/ بازخوانی رد‌پای چهار دهه اعتراضات در خاطرات هاشمی رفسنجانی

سخنرانی هاشمی در نماز جمعه ۱۳۸۸: یک: باید همه – چه نظام، حکومت، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم، یعنی معترضان در چارچوب قانون حرکت کنیم. اگر از قانون تجاوز کنیم، دیگر هیچ مرزی ندارد. باید با قانون مسائل‌مان را حل کنیم و همه قانع باشیم. هرچه شد باید با این قانون حل شود… دوم: به‌گونه‌ای عمل کنیم که آن اعتماد را برگردانیم. البته یک روز و یک شب نمی‌شود و یک جریان نسبتاً طولانی است و باید انجام بدهیم.

به گزارش اکو رسانه ، به نقل از هم میهن ؛ بار دیگر اعتراضات خیابانی فضای کشور را ملتهب کرده است. اعتراض و حتی همین نوع تجمعات خیابانی از جمله مواردی است که در اغلب کشورهای دنیا رخ می‎‌دهد و معمولاً کشورهای توسعه‌یافته در حوزه سیاسی آن را به رسمیت شناخته و بیشتر تلاش می‎‌کنند هزینه‎‌ها و پیامدهای آن را کنترل کنند؛ موضوعی که نگرانی آن همچنان در کشور ما متأسفانه باقی است و اغلب تجربه ثابت کرده چنین رخدادهایی برای ما به سرعت در مسیر تبدیل شدن به بحران قرار دارد.

۱۹ دی‌ماه نهمین سالگرد درگذشت اکبر هاشمی‌رفسنجانی از جمله چهره‌‎های سیاسی پس از پیروزی انقلاب است که نقش او در ادوار مختلف سیاسی جمهوری اسلامی پررنگ بوده است. از صمیمیت با امام خمینی و معتمد او بودن گرفته تا ریاست سه دوره مجلس شورای اسلامی، دو دوره ریاست‌جمهوری (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶)و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام(۱۳۶۸ تا ۱۳۹۵) و…. او در همه این سال‎‌ها یادداشت‎‌های روزانه و خاطراتش را ثبت کرده و طبیعتاً رویارویی با اعتراضات در ادوار مختلف نیز در نوشتار او باقی است.

در همین راستا به خاطرات او در اعتراضات مختلف می‌‎پردازیم و البته در این بین با توجه به اینکه ایشان در اعتراضات ۱۳۸۸ هم حضور داشتند به شکل مختصر به نظر ایشان در این برهه هم اشاره می‎‌کنیم.

اعتراضات اسفند ۱۳۵۷:

طی سال‎‌های اخیر به‌ویژه در حول وحوش اعتراضات ۱۴۰۱ رسانه‌‎ها درباره تجمع خیابانی و اعتراض به اجبار پوشش اسلامی در ماه‌‎های اول انقلاب مطالبی نوشته‌‎اند. اعتراضاتی که با سخنان آیت‌‎الله طالقانی بر اجباری نبودن آن و تایید امام خمینی در آن مقطع به پایان رسید. در خاطرات هاشمی درباره این اتفاقات چنین آمده است:«از همان روزهای بعد از پیروزی انقلاب، حرکت مخالفان داخلی بر ضد انقلاب، مردم و دولت موقت شروع و در طی روزها و هفته‌‎‌های بعد به صورت‌های مختلف گسترش یافت؛ به طوری که برگزاری میتینگ‌‎های سیاسی و راهپیمایی‌‎های اعتراضی و انتشار اعلامیه‌‎های ضدانقلابی از فعالیت‎‌های روزانه آنها شده بود… همچنین تظاهرات گروهی از زنان بی‌حجاب در خیابان‎های تهران [در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۵۷] و برگزاری میتینگ‌‎های مختلف توسط آنها در سراسر کشور که بر علیه حجاب اسلامی شعار می‎دادند و قطعنامه‎‌هایی در ضدیت با این فریضه واجب اسلامی صادر می‎کردند،خشم مردم به‌ویژه زنان محجبه را به شدت برانگیخت؛ به‌طوری که در برخی موارد حتی به درگیری نیز انجامید…البته بسیاری از نیروهای انقلابی مماشات دولت موقت و کوتاهی آن در مقابله جدی با این مخالفان را از جمله دلایل رشد این حرکت‎‌ها می‎‌دانستند و از این حیث دولت موقت و آقای مهندس بازرگان به شدت مورد انتقاد بود (هاشمی رفسنجانی، کارنامه و خاطرات سال‎‌های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸).»

اعتراضات ۱۳۷۱:

شاید اولین موج اعتراضات گسترده در ایران پس از تثبیت و استقرار جمهوری اسلامی را بتوان به آنچه در سال ۱۳۷۱ رخ داد نسبت داد؛ البته این واقعه با عنوان شورش خوانده می‎شود. این واقعه در اثر اعتراض حاشیه‌نشینان کوی طلاب شهر مشهد به جلوگیری شهرداری از ساخت خانه در زمین‌های کشاورزی در انتهای محله کوی طلاب در شمال شهر و تخریب خانه‌های ساخته‌شده و در بستر اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی شروع و در نهایت به یک تجمع اعتراضی می‎انجامد. چندی قبل از آن اعتراضاتی در شیراز و اراک هم شکل می‎گیرد.

در پی‌نوشت خاطرات هاشمی از این سال با عنوان«رونق اقتصادی» در توضیح این واقعه چنین آمده است:«در نهم خرداد ۱۳۷۱، ماموران شهرداری مشهد، خانه‎های مسکونی غیرمجاز را در کوی طلاب مشهد تخریب می‎کردند. این ماموران، در پی ممانعت ساکنین منازل، با آنها درگیر شدند که منجر به تیراندازی و زخمی شدن یک دانش‎آموز شد. این نقطه آغاز آشوب بود. شورشیان در عرض چند ساعت، دو کلانتری محل را تصرف کردند و مسلح شدند. چندین اداره دولتی و بانک در اطراف میدان شهدای مشهد از جمله ساختمان شهرداری، سازمان تبلیغات اسلامی، کتابفروشی امور تربیتی، چندین شرکت تعاونی مصرف دولتی و همه بانک‎های اطراف، غارت و به آتش کشیده شد. این وضعیت تا پاسی از شب به طول انجامید تا اینکه نیروهای امنیتی و انتظامی توانستند کنترل شهر را به دست بگیرند. دادگاه انقلاب مشهد، ۴ تن از عوامل این آشوب را به اعدام محکوم کرد و آنها را به دار مجازات آویخت.» و در متن خاطرات ایشان نیز این واقعه چنین مطرح شده است:

 ۳۱ اردیبهشت:

آقای [عبدالله]نوری،[وزیر کشور] و استاندار مرکزی، اطلاع دادند که دیشب جمعی شرور در اراک بی‎نظمی کرده‎اند و شهرداری و بعضی جاهای دیگر را آتش زده‎اند و جمعی دستگیر شده‎اند؛ به آقای [محمد]یزدی، [رئیس قوه قضائیه] گفتم که سریعاً رسیدگی شود.

 ۹ خرداد:

عصر شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. طرح مبارزه با تهاجم فرهنگی در دستور بود. در خصوص برخورد با عوامل آشوب و شرارت که در شیراز و اراک و امروز در مشهد اتفاق افتاده، تاکید شد. با استاندار خراسان، تلفنی مذاکره کردم.

 یکشنبه ۱۰ خرداد:

در راه برای بازدید از نمایشگاه صنایع سنگین، به نمایشگاه بین‌المللی رفتم؛…مصاحبه‎ای انجام شد سه ساعت طول کشید.به دفترم آمدم. اوضاع مشهد را پرسیدم. گفتند دیشب تا ساعت یک و نیم بعد از نیمه شب ادامه داشته و با دخالت سپاه تمام شده و جمعی را بازداشت کرده‎اند. خرابی‎های زیادی بار آورده‎اند….عصر آقای [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات]، … همچنین حوادث مشهد را شرح داد.

در جلسه هیات دولت، وقت زیادی صرف مساله مشهد و کیفیت برخورد با آن به منظور جلوگیری از تکرار این گونه حوادث مذاکره شد. رهبری هم امروز با احضار وزرای مربوط، دستور سخت‎گیری داده‎‎اند. شب مهمان رهبری بودم. درباره مساله مشهد و برخورد با متخلفین و مسائل فرهنگی مذاکره شد.

 چهارشنبه ۱۳ خرداد:

آقای [عباس واعظ] طبسی، تولیت [آستان قدس رضوی] آمد. اوضاع مشهد را گفت. از استاندار و نیروهای انتظامی انتقاد داشت و خواستار اعمال قاطعیت و تعقیب اشرار و ماموران سهل‎انگار بود.

 شنبه ۱۶ خرداد:

عصر دکتر روحانی آمد. راجع به وزرا و استانداران مذاکره کردیم. شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. گزارش مسائل مشهد و تصمیم‌‌گیری در کیفیت برخورد با موارد مشابه احتمالی، تمام وقت جلسه را گرفت.

 دوشنبه ۱ تیر:

آقای [اسماعیل] فردوسی‌پور، نماینده طبس و فردوس آمد. از آثار و کمک سفر اخیر من به خراسان تشکر کرد و نظراتی درباره مسائل اخیر مشهد ارائه داد؛ از ضعف مدیریت [آقای علی جنتی] استاندار و آقای[عباس واعظ]طبسی، [تولیت آستان قدس رضوی] گفت و کمک بیشتر خواست.

 شنبه ۶ تیر:

عصر شورای عالی امنیت ملی جلسه داشت. در مورد نحوه همکاری نیروهای نظامی و انتظامی در برخورد با شرارت‎ها بحث شد.

اعتراضات اسلامشهر ۱۳۷۴:

سال ۱۳۷۴ از جمله سال‎هایی بود که علاوه بر اجرای سیاست تعدیل اقتصادی دولت، قیمت ارز هم بالا رفت و جهش قیمت صورت گرفت و همین موجب اعتراضاتی در این زمینه شد. بنابر اطلاعات موجود اعتراض مردم به دلیل نارضایتی از افزایش کرایه‌ها و اعتصاب رانندگان مینی‌بوس و اعتراض به فقر و کمبود آب انجام شد باعث تخریب بانک‌ها، اماکن دولتی و مغازه‌ها و حتی تصرف پاسگاه پلیس شد. تعدادی کشته و شماری بازداشت شدند.

این رخداد بنابر کتاب خاطرات هاشمی‌رفسنجانی با عنوان «مرد بحران‎ها» در پی‌نوشت چنین آمده است:«در ساعت ۷ صبح روز پانزدهم فروردین، گروهی از مردم که قصد سوارشدن به مینی‌‎بوس‎‌های مسیر اکبرآباد اسلامشهر را داشتند، متوجه شدند که رانندگان مبلغ پانزده تومان کرایه مطالبه می‎کنند، درحالی‌که قرار بود کرایه هر نفر ده تومان باشد. مردم به نشانه مخالفت با افزایش کرایه حمل و نقل، از پرداخت کرایه خودداری کردند. تجمع مردمی که قصد سوارشدن مینی‎بوس را داشتند، هر لحظه بیشتر شد تا اینکه در ساعت هشت و نیم، عده‌ای از آنها با به آتش کشیدن چند لاستیک به سمت شهرداری اکبرآباد حرکت کردند. طی چند ساعت، تظاهرات بزرگی به پا شد که دامنه آن به رباط کریم، سلطان‌آباد و صالح‌آباد نیز رسید. سیل جمعیت در کل شهر و به‌خصوص در مسیر حرکت به سمت تهران، اقدام به تخریب ساختمان‎های دولتی و زد و خورد با نیروهای نظامی و انتظامی کردند و جاده تهران-ساوه را مسدود کردند. در این شورش شهری، دو شعبه بانک، دو جایگاه پمپ بنزین، یک ناحیه آموزش و پرورش، دفر تبلیغات اسلامی، شعبه مرکزی کفش ملی، فروشگاه شهر و  روستا و چند فروشگاه توسط معترضین به آتش کشیده شد. یگان ویژه نیروی انتظامی، بیش از ۲۵۰ نفر از آشوبگران را دستگیر کرد و بر اثر درگیری‎ها یک مامور انتظامی شهید و شش نفر مجروح شدند» و در روزنوشت او این گونه به موضوع پرداخته شده است:

 ۱۵ فروردین:

از پیش از ظهر خبر رسید که در اسلامشهر و روستای اکبرآباد، جمعی از مردم در اعتراض به گران شدن کرایه مینی‎بوس‎های خط اکبرآباد شلوغ کرده‎اند و دست به راه‎بندان و تخریب زده‎اند و با نیروهای انتظامی درگیر شده‎اند. تا عصر مرتباً گزارش می‎رسید. با دکتر[حسن] روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] و [علی] لاریجانی، [رئیس سازمان صدا و سیما] و [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] و [علی محمد] بشارتی،[وزیر کشور]، درباره عکس‎العمل و چگونگی پخش خبر مذاکره شد.

 ۱۷ فروردین:

پیش از اذان صبح با صدای مرغان نغمه‌خوان باغ بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هفت و نیم گزارش‎ها را مطالعه کردم و اخبار رادیوهای بیگانه را گوش دادم. در مورد حوادث اسلامشهر بزرگنمایی می‎کنند.

اعتراضات کوی دانشگاه ۱۳۷۸:

اعتراضات ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ در کوی دانشگاه تهران در پی توقیف روزنامه سلام و با خواست آزادی بیان شکل گرفت. این رخداد با توجه به اینکه محور اعتراضات مدنی و سیاسی در کشور در سال‌های پس از تثبیت و استقرار نظام جمهوری اسلامی است از اهمیت بالایی برخوردار بوده و بسیار به آن اشاره شده است. در پی‌نوشت خاطرات هاشمی‌رفسنجانی با عنوان «حضور و انصراف» این اعتراضات چنین آمده است:«تجمع ۱۸ تیر در خوابگاه کوی دانشگاه، در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به اتهام چاپ نامه محرمانه سعید امامی به وزیر اطلاعات که مفاد قانون جدید مطبوعات را توصیه می‌کرد، توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.

انصار حزب‌الله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاه‎های دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان، آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده مردم و چندروزه دانشجویان و مردم تهران و شهرستان‎ها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه، درگیری‎های گسترده روی داد. دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش می‎دانستند و خواستار عزل فرمانده آن بودند.

همچنین رفع توقیف روزنامه سلام توسط دادگاه ویژه روحانیت را مطالبه می‎کردند در روزهای بعد، کنترل تظاهرات از دست دانشجویان خارج گشته و به یک شورش تمام‌عیار شهری بدل شد. در روز چهارشنبه ۲۳ تیر، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، یک راهپیمایی ترتیب داد و مردم را برای حمایت از نظام فراخواند. صداوسیما، از یک روز قبل از مردم می‎خواست در این تظاهرات که در برابر دانشگاه تهران برگزار شد، شرکت کنند. در پایان این راهپیمایی بزرگ آقای حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی به سخنرانی پرداخت. او در سخنرانی طولانی خود، حمله به کوی دانشگاه را غیرقانونی و خلاف اصول اخلاقی و دینی دانست و با اشاره به مسئولیت شورای عالی امنیت ملی در ریشه‎یابی این حادثه، قول بررسی و سپردن عوامل آن به دست عدالت را داد.» همچنین در خاطرات روزنوشت او آمده است:

۱۸ تیر

از اواخر وقت دیشب، حدود ۱۰۰ نفر از دانشجویان، در کوی دانشگاه تهران، اقدام به تظاهرات علیه مصوبه مجلس در مورد مطبوعات و توقیف روزنامه سلام نموده و بدون مجوز به خیابان‌ها رفته‌اند که مواجه با برخورد پلیس و حزب‌الله شده و درگیری‌های تُندی شروع و تا لحظه نوشتن- ده و نیم شب ۱۸ تیر- به صورت پراکنده و  متناوب ادامه دارد و جمعی مجروح و جمعی بازداشت شده‌اند. دخالت وزیر کشور و وزرای فرهنگ و آموزش عالی و بهداشت و درمان و فائزه ما و شخصیت‌های دیگر، نتوانسته وضع را آرام کند.

در شایعات، صحبت از کشته‌شدن چند نفر هم هست که تاکنون تأیید نشده است. شعارهای تُندی علیه رئیس‌مجلس و رئیس قوه قضائیه و نیروی انتظامی و گاهی رهبری داده می‌شود. خرابی‌های زیادی به بار آورده است.

۱۹ تیر

آقایان [بیژن نامدار] زنگنه، [اسحاق] جهانگیری، [مصطفی] میرسلیم، [محسن] رضایی و [حسن] صانعی ماندند و راجع به حوادث دانشگاه‌ها صبحت شد. نظرشان این بود که نیروی انتظامی و [انصار] حزب‌الله، حرمت دانشگاه را شکسته‌اند و با دانشجویان بدرفتاری کرده‌اند و چنین وضعی در تاریخ دانشگاه‌ها سابقه ندارد.

با آقای [سید محمد] خاتمی، [رئیس‌جمهور]، درباره حوادث دانشگاه‌ها، تلفنی مذاکره کردم. آقای خاتمی گفتند، امروز شورای عالی امنیت ملی، جلسه فوق‌العاده داشته و تصویب کرده‌اند که متخلفان از نیروی انتظامی و انصار حزب‌الله، شناسایی و تنبیه شوند، ولی پیشنهاد خود ایشان در مورد عزل [آقای هدایت لطفیان]، فرمانده ناجا [= نیروی انتظامی] رأی نیاورده است.

امروز در اطراف دانشگاه تهران و داخل آن، اجتماع انبوهی از دانشجویان بود که ادامه تظاهرات کوی دانشگاه است و خواستار شناسایی عاملان تجاوز به دانشگاه و کیفر آنان‌اند و شعارهایی علیه رهبری و آقایان ناطق [نوری] و [احمد] جنتی و قوه قضائیه و ناجا می‌داده‌اند و از آقای خاتمی حمایت می‌کرده‌اند، ولی شعار «خاتمی، اقتدار یا استعفا» هم بوده است. عصر هم تظاهرات خیابانی داشته‌اند و تا شب ادامه داشته و اکنون صدای الله‌اکبر آن‌ها را می‌شنوم.

دانشجویان بسیاری از دانشگاه‌های کشور، حمایت خود را از تظاهرات‌کنندگان اعلان کرده‌‌اند. آقایان [سیدعبدالکریم] موسوی‌اردبیلی و یوسف صانعی هم به نفع آن‌ها اعلامیه داده‌اند و نمایندگی رهبری در دانشگاه هم تهاجم به دانشگاه را محکوم کرده ‌است. انصار حزب‌الله هم اعلان کرده، در تهاجم به کوی دانشگاه حضور نداشته، اما آقای خاتمی به من گفتند که [مسعود] ده‌نمکی و همفکرانش را آنجا دیده‌اند.

 ۲۰ تیر

آقای وحیدی آمد. گزارشی از تحرکات دانشجویان داد و شعارهای نامناسبی که علیه رهبری می‌دهند. معتقد است، گرچه شعارهای تُند را افراد متفرقه می‌دهند، ولی دفتر تحکیم وحدت هم با بعضی شعارها، مثل لزوم پاسخ‌گویی رهبری یا حمایت ایشان از کارهای خلاف انصار حزب‌‍‌‌الله… موافق‌اند و در مقابل شعارهای زشت هم ساکت‌اند.

شب میهمان رهبری بودم. بیشتر صحبت‌ها درباره اوضاع دانشگاه‌ها و شرارت‌های سیاسی بود. رهبری گفتند، عصر جمعی از وزرا آمدند و خواستند که [روزنامه] سلام را آزاد کنیم و آقای [هدایت] لطفیان، [فرمانده ناجا] را عزل کنیم و بیانیه‌ای در مورد تجاوز به کوی دانشگاه و دلجویی از دانشجویان بدهیم.  جواب داده‌اند که لطفیان را عزل نمی‌کنند، چون بی‌گناه است. با آزاد شدن روزنامه سلام هم موافق نیستند، چون فتنه می‌کند؛ گرچه دادگاه، بدون اطلاع ایشان اقدام کرده و اکنون هم خود دادگاه تصمیم می‌گیرد. از استعفای صوری و سیاسی دکتر [مصطفی] معین، [وزیر فرهنگ و آموزش عالی]، ناراضی بودند و نیز از پس گرفتن شکایت از سلام، توسط آقای [علی] یونسی، وزیر اطلاعات عصبانی بودند و از بیانیه آقایان [سیدعبدالکریم موسوی] اردبیلی و [حسینعلی] منتظری، در مورد دانشگاه‌ها و معتقدند آقای موسوی اردبیلی، مشکل شخصی با رهبری را در بیانیه منعکس کرده است.

گفتند، فردا سخنرانی دارند و درباره حوادث جاری و دلجویی از دانشجویان و انتقاد از سوءاستفاده‌ها و فریب‌خوردن و عامل دست اجانب شدن‌ها و تقویت نیروی انتظامی صحبت می‌کنند؛ در این باره مشاوره شد.

رهبری گفتند که امروز دو نفر از سران دفتر تحکیم وحدت، به دفتر ایشان آمده‌اند و از اینکه مهار از دست‌شان در رفته، ناراحت بودند و خواسته‌اند که رهبری با پذیرش عزل آقای لطفیان و آزادی روزنامه سلام و [هفته‌نامه] پیام دانشجو، به آن‌ها کمک کنند که به غائله خاتمه بدهند. از طرح خواسته‌های نادرست ناراحت‌اند و راه برگشت ندارند. نصیحت‌شان کرده‌اند که دست از لجاجت بردارند. تقاضا کرده‌اند که اجساد کشته‌هایشان را برای تشییع تحویل بگیرند و اکنون معلوم شده کشته ندارند و تبلیغات‌شان دروغ درآمده. با ادعای کشته شدن جمعی دانشجو، تبلیغ و تحریک کرده‌اند و شورای عالی امنیت ملی هم اعلام کرده که جز یک افسر وظیفه ناجا، کشته ندارند.

تا ساعت یک بامداد، گزارش‌های حوادث فراوان امروز را خواندم؛ در دانشگاه تهران و خیابان‌های اطراف، دانشجویان تظاهرات داشته‌اند و سخنرانی‌ها و شعارها، بسیار تُند بوده و نسبت به رهبری، تعرض‌های گستاخانه‌ای داشته‌اند و بعضی از افراد حزب‌اللهی را کتک زده‌اند و عصر و شب، در خیابان‌ها راهپیمایی کرده‌اند. نشانه‌های حضور منافقان  و ضدانقلاب در میان دانشجویان مشهود است. […]

۲۱ تیر

ساعت هشت و نیم، آقایان [مهدی] کروبی و [محمدعلی] صدوقی آمدند. جریان ملاقات و مذاکره با رهبری را گفتند و نگران از برخورد تُند رهبری بودند. می‌گفتند، می‌تواند مثل ریختن نفت بر آتش باشد. از من خواستند که برای جلوگیری از اظهارات تُند و نیز پذیرش خواسته‌های دانشجویان در مورد [رفع توقیف روزنامه] سلام و [عزل آقای هدایت] لطفیان، [فرمانده نیروی انتظامی]، کمک کنم.

گفتم، بعید است رهبری حرف تُندی بزنند؛ بیشتر به فکر دلجویی دانشجویان‌اند و درخواست امتیاز از رهبری، در شرایطی که این همه اهانت شده، بی‌جاست و در مقابل، من آن‌ها را از تصاعد کارهای تُند، برحذر داشتم و گفتم، خطر درگیری با سپاه و بسیج در پیش است. خواستند منکر نفوذ بر دانشجویان شوند که نپذیرفتم و گفتم، [دفتر] تحکیم وحدت از خودتان است.

با دکتر [حسن] روحانی درباره امور دانشگاه‌ها صحبت شد. گفت، بناست بسیج وارد معرکه شود و درباره رفع مشکلات مشاوره کردیم. امروز تا شب، در گوشه و کنار شهر، تظاهرات غیرقانونی بود و برخوردهای زیادی هم اتفاق افتاده است.

۲۲ تیر

در بولتن‌ها آمده که ظهور قاطعیت در برخورد با آشوب از سوی نیروی انتظامی، باعث یأس یا تردید مُحرکان آشوب و نیز محافل خارجی شده؛ […] پذیرش شکست از زبان نیروهای محرک اصلی شنیده شده و از روزنامه‌های جناح چپ هم در مقالات امروز صبح، بوی یأس به مشام می‌رسد.

آقای علی لاریجانی، [رئیس سازمان صداوسیما] آمد. خبر از شروع شورش در مقابل دانشگاه تهران داد و اظهار نگرانی کرد. از من خواست، سخنرانی برنامه تجمع فردا در دانشگاه تهران را بپذیرم؛ نپذیرفتم. گفت، سخنرانی دیروز رهبری خوب نبود؛ به خاطر عدم صلابت سابق و… نپذیرفتم؛ گفتم، حساب شده بود. دکتر [حسن] روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی]، دیروز گفت، صلاح نبود رهبری، مسئله شعارهای ضدرهبری را مطرح کنند که با این وسعت، در داخل و خارج پخش شود. آقای لاریجانی، از من برای نحوه عمل در شورای عالی امنیت ملی و نحوه تبلیغات، راهنمایی خواست.

عصر قرار بود آقای مسیح مهاجری، [مشاور اجتماعی رئیس‌جمهور و مدیر روزنامه جمهوری اسلامی] به ملاقات بیاید. اطلاع داد، به خاطر حمله شورشی‌ها به ساختمان اداری روزنامه جمهوری اسلامی و شکستن شیشه‌ها، نمی‌تواند آنجا را ترک کند. از ظهر تا شب، شورشی‌ها در چندین مرکز و نقطه در جنوب و مرکز تهران، آشوب کرده‌اند و چند بانک و اتومبیل و ساختمان را به آتش کشیده‌اند و نیروهای بسیجی و ناجا، آن‌ها را سرکوب کرده‌اند. اکنون شهر آرام است.

[آقای غلامحسین محمدی‌گلپایگانی]، رئیس دفتر رهبری، تلفنی گفت، رهبری مایل‌اند قبل از جلسه مهم شب، با شما درباره مطالب آن جلسه مشورت کنند. قبل از غروب به دفتر رهبری رفتم. ایشان خبر دادند که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی پیشنهاد داده که مسئولیت برخورد با شورش، به قرارگاه ثارالله سپاه واگذار شود و ایشان پذیرفته‌اند؛ گرچه آقای خاتمی، [رئیس‌جمهور]، اول مخالفت داشتند، ولی سرانجام پذیرفته است. گفتند، بنا دارند با قاطعیت، با اخلالگران برخورد کنند. اگر آقای خاتمی همراهی نکند، ضرر خواهد کرد و تحمل نمی‌کنیم. برای صدور بیانیه‌ای و تعیین سیاست‌های مقابله، مشورت کردند.

بعد از نماز مغرب و عشا، جلسه‌ای با حضور [آقایان سید محمد خاتمی، محمد یزدی و علی‌اکبر ناطق نوری]، سران سه قوه و [آقایان علی یونسی و عبدالواحد موسوی‌لاری]، وزرای اطلاعات و کشور و [آقای رحیم صفوی]، فرمانده سپاه و [آقای علی لاریجانی]، رئیس صداوسیما و دکتر [حسن] روحانی، [دبیرشورای عالی امنیت ملی] و… تشکیل شد. گزارشی از وسعت خرابکاری‌های امروز و واگذاری مقابله به سپاه دادند. درباره نحوه برخورد با عوامل اخلال – چه در صحنه و چه محرکان و گروه‌های پشت صحنه – و نحوه محاکمه و تبلیغات، توضیح دادند. آقای خاتمی هم مخالفتی ابراز نکرد. آیت‌الله خامنه‌ای از عدم اجازه وزارت کشور و دبیرخانه به دانشجویان بسیجی، برای برگزاری اجتماع اعلان‌شده امروز، ابراز تأسف کردند و بر قاطعیت در برخورد و عدم توجه به مخالفت‌های محافل لیبرالی و خارجی و استعماری، تأکید نمودند.

من هم درباره ضرورت قاطعیت و مراعات الطاف و اعتدال در برخورد و توضیح کافی به مردم و هماهنگی در ابراز نظرهای مسئولان کشور و نشان دادن اتحاد و همدلی، صحبت کردم. برای حُسن اجرای برنامه تجمع مردم در حمایت از نظام فردا تأکید شد. رهبری از بعضی از استانداران که همکاری نداشته‌اند، انتقاد کردند و از آقای موسوی‌لاری، [وزیر کشور]، خواستند به آن‌ها تذکر بدهد. دستور داده شد که فردا تلفن‌های موبایل قطع شود تا ارتباطات ضدانقلاب مختل شود. من گفتم، ارتباطات خودی‌ها هم مختل می‌شود؛ قرار شد جایگزین پیش‌بینی شود. دیشب و امروز، باران خوبی در شمال تهران باریده که باعث خوشحالی است.

۲۳ تیر

مصاحبه کوتاه آقای [سیدمحمد] خاتمی، [رئیس‌جمهور]،  درباره انحراف در حرکت دانشجویان و لزوم جلوگیری از خشونت‌ها و خرابکاری‌ها، باعث خشم ضدانقلاب شده است. رادیو [بی‌بی‌سی] انگلیس، امروز اعلان کرد که آقای خاتمی، از خواست اکثریت دانشجویان فاصله گرفته؛ گویا رهبری از آقای خاتمی خواسته‌اند که چنین مصاحبه‌ای بکند. بیانیه تُند و قاطع رهبری هم ضدانقلاب و خارجی‌ها را به عکس‌العمل واداشته است؛ می‌گویند، حاکمیت ایران به سرکوب و خشونت ادامه می‌دهد.

اعتراضات به نتایج انتخابات ۱۳۸۸

طی سال‌های بعد از تیرماه ۱۳۷۸ تا مدت‎ها در سالگرد ۱۸ تیر دانشگاه شلوغ می‎شد و اعتراضات دانشجویی ادامه داشت اما پس از این دوران مهمترین اعتراضی که در آن حضور مردم بی‎سابقه بود و هاشمی‌رفسنجانی هم حضور داشتند، اعتراض به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در سال ۱۳۸۸ بود. جمعیت بسیاری که در خیابان‎ها به دنبال شفاف‌سازی نتایج آن انتخابات بودند؛ تک تک واکنش مسئولان را پیگری می‎کردند. از طرفی با توجه به تصویری که از هاشمی‌رفسنجانی در دوران اصلاحات وجود داشت؛ بسیاری نگرانی آن را داشتند که ایشان هم واکنشی مشابه بسیاری دیگر از مسئولان وقت داشته باشند و معترضین را فتنه‎گر بدانند. البته یک اتفاق مهم را او در روزهای بعد از ۲۲ خرداد رقم زد و آن عدم حضور چندهفته‎ای در نمازجمعه به عنوان امام جمعه تهران بود.

همین هم باعث شد وقتی خبر برگزاری نماز جمعه به امامت او منتشر شود جمعیت بسیاری قصد حضور در آن برنامه را داشته باشند و روز ۲۶ تیرماه ۱۳۸۸ یکی از شلوغ‎ترین نمازجمعه‎های تهران به امامت او برگزار شود و خاطرات هاشمی‎رفسنجانی مرتبط با حوادث سال ۱۳۸۸ احتمالاً در سال‎های آینده از سوی خانواده ایشان تدوین و منتشر شود، اما اغلب ما آن روز و آن نمازجمعه را به یاد داریم. جمعیت زیادی که شعار می‎دادند و از هاشمی می‎خواستند از اعتراضاتشان حمایت کنند. همچنین در آن مراسم گفته می‎شود، میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دو نفر از رهبران جنبش سبز حضور پیدا کرده بودند. در چنین شرایطی آخرین نماز جمعه هاشمی برگزار شد. او در بخشی از سخنانش در خطبه‎های این نماز جمعه چنین گفت:«الان تلخ است، یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست‌جمهوری) پیش آمد، دوران تلخی است و من فکر نمی‌کنم هیچ‌کس از همه جریانات نمی‌خواست این‌طوری شود. الان همه ضرر کردیم که چرا این‌طور باید بشود.

امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم… نظرم این است که همه ما باید فکر کنیم و راهی پیدا کنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه‌هایی که دارد بروز می‌کند، نجات پیدا کنیم و هم دشمنانمان را مأیوس کنیم که چشم طمع به ما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیفتد؟!… مسئله مهم ما این است که آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده، برگردانیم و این باید هدف مقدس ما باشد. این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم، عرض می‌کنم.

یک: باید همه – چه نظام، حکومت، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم، یعنی معترضان در چارچوب قانون حرکت کنیم. اگر از قانون تجاوز کنیم، دیگر هیچ مرزی ندارد. باید با قانون مسائل‌مان را حل کنیم و همه قانع باشیم. هرچه شد باید با این قانون حل شود… دوم: به‌گونه‌ای عمل کنیم که آن اعتماد را برگردانیم. البته یک روز و یک شب نمی‌شود و یک جریان نسبتاً طولانی است و باید انجام بدهیم. باید فضایی به وجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند حرفشان را بزنند و طرف منطقی، بدون دعوا و بدون مشاجره و با منطق حاکم باشد. البته عمده این کار مال صداوسیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد. سایر رسانه‌ها هم باید این کار را بکنند. بحث‌ها باید منطقی باشد.

برادرانه و خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و این طرف دلیلش را بگوید و آن طرف هم دلیلش را بگوید. بالاخره مردم در این بین خودشان می‌فهمند و آخرش هم می‌توان از مردم پرسید. باید طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم. متأسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب پنج روز وقت اضافه به شورای نگهبان دادند و گفتند که بروید عقلا و موجهین را بیاورید تا بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنند، استفاده خوبی نشد. من هم الان نمی‌خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد، ولی نشد.» این جا بود که نمازگزاران تکبیر سردادند.

هاشمی ادامه داد:«الان از آن مرحله گذشته‌ایم و الان مرحله دیگری است… اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره، مذاکره، مباحثه و استدلال باز باشد، شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم. در این فاصله باید کارهای دیگری بکنیم. لازم نیست در این شرایط افرادی را که به این نامی که الان هست، در زندان داشته باشیم. اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده‌هایشان بازگردند. مسئله بعدی ما این است که آسیب‌دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد، باید همدردی و دلجویی شود. آنهایی که عزادارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و این کار شدنی است…بگذاریم رسانه‌هایمان حرف دو طرف را بزنند. بالاخره این رسانه‌ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته‌اند. محدودشان نکنیم و بگذاریم در حد قانون عمل کنند. زیرا ملاک و چارچوب قانون است…. همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تأییدی به وجود بیاید. فکر می‌کنم اگر این فضا را مسئولان ما، نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی ما انجام بدهند، به وحدت می‌رسیم. ما همه عضو یک خانواده هستیم. … من امیدوارم این خطبه نمازجمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می‌شود متأسفانه اسم بحران روی آن گذاشت، به خوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی، همرزمی، همراهی و رقابت سالم باشیم تا هر کسی را که مردم خواستند، انتخاب شود.»

خطبه نمازجمعه با شعار «هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو» به پایان رسید. در ادامه هاشمی به یکی از گزینه‎های درون حاکمیتی مورد اعتماد معترضان تبدیل شد تا جایی که مهدی کروبی نامه‎اش درباره وضعیت زندان و بازداشتیان را برای او نوشت.

این اعتراضات آخرین دوره و شاید مهمترین دوره اعتراضات پس از انقلابی بود که هاشمی‌رفسنجانی در آن حضور داشت. البته توجه چندانی به پیشنهادات او درآن خطبه نمازجمعه برای عبور از بحران نشد و رفتارها و برخوردها به گونه‎ای پیش رفت که تا همین امروز زخم‎های آن مداوا نشده است. از همان دوران چهره ایران به چهره ناکام یا درمانده در برپایی جامعه مدنی و دموکراسی در کشور بدل شد. اکبر هاشمی‌رفسنجانی پس از نقش‌آفرینی در انتخابات ۱۳۹۲ در کنار سیدمحمد خاتمی برای پیروزی حسن روحانی و آن زمان که از نگاه جریان‎های مختلف سیاسی از جمله جریان رقیب سیاسی او در دهه هفتاد به نماد اعتدالگرایی در سیاست‎ورزی تبدیل شد، در ۱۹ دی‌ماه سال ۱۳۹۵ درگذشت.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو