نگاهی به تاریخ مبارزات کارگری/ چرا هیچ زمان «حق اعتصاب» به رسمیت شناخته نشد؟

اگر کارگران دارای تشکل بودند، تغییرات بسیاری به وجود می‌آمد. وجود تشکل‌ها باعث سازمان‌یافتگی مردم، ارتقای سطح آگاهی، ارتقای اشکال مبارزه و ایجاد یکپارچگی جامعه می‌شد. هر طبقه و گروه با شناخت توانایی‌های خود وارد صحنه می‌شد و این باعث می‌شد ما کنشگری مسالمت‌آمیز، آگاهانه و همراه با شناخت روشن اهداف و حرکت‌های اجتماعی مترقی را شاهد باشیم.

به گزارش اکو رسانه ، به نقل از خبرنگار ایلنا، موج جدید اعتراضات معیشتی، نشان داد که طبقه کارگر و مردم فرودست در برابر حملات فزاینده معیشتی بی‌پناه مانده‌اند. این شرایط نتیجه ده‌ها سال سرکوب‌های متعدد در عرصه‌ی حقوق و دستمزد، و به رسمیت نشناختن حق تشکل‌یافتن است. کارگرانی که اکثریت قاطعی از جامعه را تشکیل می‌دهند، برای سالیان متمادی به طور سیستماتیک از حقوق اساسی خود بی‌بهره مانده‌اند و این بی‌توجهی، همواره تبعاتی داشته است.

تاریخ، مملو از تلاش‌های کارگران برای کسب حق و حقوق خود است. از جنبش‌های پیشرو تا تلاش‌های شکل‌گرفته در دهه‌های اخیر، همواره شاهد اعتراضات و تلاش‌های شکل‌گرفته برای تحقق خواسته‌های کارگری بوده‌ایم. اما این تلاش‌ها، همواره با موانع و درهای بسته مواجه شده‌اند. از جمله می‌توان به ایجاد و سپس غیرقانونی اعلام شدن برخی تشکل‌های مستقل اشاره کرد. حتی تشکل‌هایی که با مجوز خود دولت شکل می‌گیرند، اغلب در تحقق مطالبات کارگران ناتوان بوده‌اند و در میانه راه متوقف شده‌اند.

در شرایط کنونی، شاهدیم که کارگرانی که فرصت‌ها و امکانات پایه‌ای برای دفاع از حقوق خود از آن‌ها سلب شده، حق اعتراض و اعتصاب ندارند و دسترسی به آزادی تشکل و عضویت در تشکل‌های مستقل نیز  محدود شده است. نمونه‌ی بارز این وضعیت، کارگران ارکان ثالث پارس جنوبی هستند که با وجود داشتن تشکل، چند ماه است که کارفرمایان در مقابل مطالبات به حق آن‌ها هیچ گونه انعطافی نشان نمی‌دهند.

این وضعیت، نتیجه‌ی یک سیستم است که به طور مداوم اکثریت را با سرکوب‌های مزدی و معیشتی روبرو می‌کند و منافع سرمایه‌دار و کارفرما را بر حقوق کارگران ترجیح می‌دهد.  برای درک ریشه‌های این مسئله و یافتن راهکار عملی برای کارگران، باید به سؤالات اساسی پاسخ داد: حق تشکل و اعتصاب از چه زمانی از کارگران سلب شد؟ و در این وضعیت، راهکار عملی برای کارگران چیست تا بتوانند از قدرت جمعی خود برای دفاع از منافع خود استفاده کنند؟

در این راستا، به سراغ بهرام حسنی‌نژاد، فعال کارگری رفته‌ایم تا در این باره گفتگو کنیم و به بررسی ابعاد مختلف این مسئله بپردازیم.

حسنی‌نژاد در ابتدای گفتگو اظهار داشت: دولت هرگز اجازه نداده است کارگران تشکل یابند، هرچند قانون کار این حق را برای آن‌ها در نظر گرفته است، اما این قانون با نقص‌ها و فاصله زیادی با تشکل‌های مستقل کارگری همراه است. مواردی وجود دارد که حتی تشکل‌هایی که با مجوز وزارت کار صادر شده‌اند، در برخی محیط‌های کار اجازه حضور نیافته‌اند. در جاهایی که تشکل‌هایی شکل گرفته‌اند، آن‌ها بسیار محدود بوده‌اند و کارگران با قدرت، تلاش و فشار خود این تشکل‌ها را به سیستم تحمیل کرده‌اند.

او ادامه داد: بنابراین، نه تنها اجازه ایجاد تشکل‌های کارگری را به شکل آزاد و با اختیار کارگران نداده‌اند، بلکه حتی در زمانی که خواسته‌اند در چارچوب موجود تشکل یابند و از حقوق خود دفاع کنند، مانع شده و اجازه نداده‌اند. در نهایت، در مکان‌هایی که فشار کارگران بسیار بوده، با تشکل‌هایی که حداقل امکان تشکل‌یابی و اجازه گردهمایی و جمع شدن کارگران را داشته‌اند موافقت شده است.

وی در ادامه افزود: در واقع، دولت سرمایه ایران مسیری را طی کرده که مبتنی بر عدم ایجاد تشکل باشد و هر جایی که با فشار کارگران مجبور به اجازه تشکل شده است، آن‌قدر فشار وارد کرده که تشکل‌ها به حداقل برسند و سپس در اشکال مختلف سرکوب شوند. این اقدامات باعث شده به شرایط اسفناک امروز برسیم.

این فعال کارگری در این بابت که در نتیجه این اقدامات اکنون با چه شرایطی روبرو هستیم اظهار کرد: برای این ساختار، متشکل نشدن کارگران و عدم توانایی آن‌ها برای احقاق حقوق خود هدف بوده است و به این وسیله توانسته جلوی فعالیت‌ها را بگیرد. متاسفانه نتیجه این اقدامات، نبود موانع کمتر در راه اجرای سیاست‌های ضد کارگری از ابتدای تدوین قانون کار تاکنون بوده است. در واقع، نتیجه این اعمال، دست سرمایه‌داران،  قانون‌گذاران،  نظریه‌پردازان طرفدار سرمایه‌داری جهانی، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول را باز گذاشته تا بتوانند بدون تلاش و مقاومت از طرف کارگران، سیاست‌های ضد کارگری خود را اعمال کنند و تا به امروز این سیستم را ادامه داده‌اند. ما اکنون با شرایط ناگواری روبرو هستیم.»

زمانی که تشکل کارگران نجات‌بخش است

حسنی‌نژاد در مورد اینکه اگر کارگران دارای تشکل بودند در شرایط کنونی چه تغییراتی به وجود می‌آمد، گفت: اگر کارگران دارای تشکل بودند، تغییرات بسیاری به وجود می‌آمد. وجود تشکل‌ها باعث سازمان‌یافتگی مردم، ارتقای سطح آگاهی، ارتقای اشکال مبارزه و ایجاد یکپارچگی جامعه می‌شد. هر طبقه و گروه با شناخت توانایی‌های خود وارد صحنه می‌شد و این باعث می‌شد ما کنشگری مسالمت‌آمیز، آگاهانه و همراه با شناخت روشن اهداف و حرکت‌های اجتماعی مترقی را شاهد باشیم.

وی در ادامه اظهار کرد: عدم وجود تشکل‌های صنفی، باعث از هم گسیختگی جامعه شده و درخواست مطالبات به شکل‌هایی نشان داده می‌شود که وابسته به شرایط هستند، نه آگاهانه و هدفمند. شرایط کنونی نیز یکی از علائم این مسئله است که خواسته‌ها انباشته می‌شوند و سیستم اجتماعی دچار ازهم گسیختگی می‌شود. اما خواسته‌ها و مطالبات  از بین نمی‌روند و در برخی اوقات خود را به شکل بسیار خشن و پر تلفات نشان می‌دهند. جلوگیری از ایجاد تشکل‌ها، مهم‌ترین اثر این شرایط است. اگر در ادامه باز به همین شکل گذشته مانع از به نتیجه رسیدن خواسته‌های کارگران شوند، اوضاع بدتر می‌شود و می‌تواند هر روزنه‌ای برای بیان مسالمت‌آمیز مطالبات مردم بسته شود.»

این فعال کارگری به شرح تاریخچه‌ی حق اعتصاب در ایران پرداخت: حق اعتصاب همواره یک حق تاریخی بوده است که کارگران این حق را با قدرت و مطالبه‌گری از سیستم حاکم گرفته‌اند. ما از زمانی که مسئله صنعت در ایران مطرح شد و طبقه کارگر به عنوان بخشی از دنیای مدرن مطرح شد، با این پدیده حق اعتصاب روبرو بوده‌ایم. این حق به خصوص در کشور ما که مسائل سیاسی همیشه مهم‌تر بوده‌اند، اهمیت داشته است. در واقع باید گفت،  از دوران رضا شاه به این طرف، سرکوب کارگران همواره با اشکال مختلف وجود داشته است.»

در ادامه افزود: در سال‌ ۱۳۰۸ که اولین اعتصاب سازمان یافته ایران، اعتصاب کارگران چاپخانه‌ها، اجرا شد، از همان زمان این مسئله‌ی حق قانونی اعتصاب، به صورت جدی مطرح شد. کارگران علیرغم مخالفت‌ها و سرکوب‌ها، به اشکال مختلف و مخفیانه تشکل‌های خود را درست می‌کردند و جشن روز کارگر را برگزار می‌کردند. همزمان با ضعیف شدن حکومت‌ها و برقراری فضای آزادی نسبی، کارگران تشکل‌های خود را ایجاد می‌کردند. در آن زمان، نیروهای مترقی تلاش‌های بسیار زیادی در این زمینه انجام دادند.

حسنی‌نژاد در مورد برخورد رضا شاه با کارگران در آن دوره گفت: کارگرانی که در آن زمان راه آهن را می‌ساختند، به شکل بسیار فجیعی استثمار می‌شدند. آن‌ها از صبح تا شب بدون حقوق مناسب کار می‌کردند تا اینکه یک روز کارگران جمع می‌شوند و پیش رضا شاه می‌روند تا مطالبات خود را پیگیری کنند. رضا شاه می‌گوید که عمله را چه به این که بیاید اعتراض کند و در نهایت به کارگران می‌گوید: «آفتاب به آفتاب باید کار کنید و عرق بریزید.» این شرایط تا سقوط رضا شاه ادامه داشت و پس از آن، احزاب مجدداً تشکیل شدند. در سال ۱۳۲۵، مقداری آزادی نسبی وجود داشت که دوره‌ای درخشان در مبارزات کارگری محسوب می‌شد. در این دوران، در سال ۱۳۲۷، اولین قانون کار ایران تصویب شد، اما در هیچ کدام از این دوران‌ها حق اعتصاب به رسمیت شناخته نشد.

وی افزود: کارگران همواره با قدرت خود مطالبات خود را بر سرمایه‌داران تحمیل کرده‌اند. این قضیه همواره ادامه داشته و قانون کار تغییراتی کرده، اما هیچ موقع به روشنی و صراحت به کارگران حق اعتصاب و حق مشارکت در تعیین سرنوشت داده نشده است. اما در کنار این سرکوب‌ها، هیچ زمانی کارگران ننشسته‌اند و همواره برای رسیدن به حق خود مبارزه کرده‌اند. برای مثال، ما حتی در دوران محمدرضاشاه شاهد مبارزات و اعتصابات بسیار زیادی بوده‌ایم و اعتراضات کارگری تا همین امروز ادامه داشته است.

حسنی‌نژاد ادامه داد: در دوران جمهوری اسلامی،  تصویب غیررسمی قانون حق اعتصاب در سال ۱۳۶۹ پس از تقریباً ۱۰ سال مبارزه بین عناصر متخلف از درون حکومت و کارگران از بیرون، به ثمر رسید؛ تبصره‌هایی از قانون کار به طور غیرمستقیم و تلویحی این حق را به رسمیت می‌شناسد. ما کارگران از این حق در مبارزات سال‌های اخیر  استفاده کرده‌ایم، اما در هر صورت به طور رسمی، «حق اعتصاب» به رسمیت شناخته نشده است.

او در مورد شرایط تشکل‌های کارگری افزود: تشکل‌های کارگری که در قانون مورد تأیید و نظارت قرار گرفته‌اند، برخی نمایندگان واقعی کارگران نیستند، بلکه نمایندگان زرد هستند. حتی تقاضاهای آن‌ها برای گردهمایی‌های کارگری نیز شنیده و مورد تأیید قرار نگرفته است. نتیجه این اقدامات، این بوده که جامعه صنعتی ما هیچگاه نتوانسته از امکانات و توانایی‌های طبقه کارگر استفاده کند و همواره یک مبارزه داخلی و خارجی بین مردم و حاکمیت و  کارگران و سرمایه‌داران وجود داشته است. یک بی‌اعتمادی برقرار بوده است که در نتیجه آن، در محیط‌های کار شاهد رشد اجتماعی نبوده‌ایم. بی‌اعتمادی  از طرف کارگران و سرکوب  از طرف سرمایه‌داران ادامه داشته و دولت هم همواره از سرمایه‌داران حمایت کرده است.»
جمع‌بندی نهایی

حسنی‌نژاد در پایان به نتایج عینی عدم تشکل‌یابی کارگران پرداخت و راهکارهای موجود در شرایط کنونی  را تشریح کرد: «عدم تشکل‌یابی کارگران خسارت زیادی به جنبش‌های کارگری و اجتماعی وارد کرده است. کارگران یکی از قوی‌ترین ارکان هر جامعه‌ای هستند و هرچه قوی‌تر و متشکل‌تر باشند، جامعه در زمینه اجتماعی رشد بیشتری خواهد کرد. فقدان انسجام اجتماعی و نهادسازی قدرتمند، مانند سدی در برابر رشد سیستم اجتماعی ما عمل کرده است. به نظر من، این مسائل ریشه در  سرکوب‌هایی دارد که از دوران پهلوی بوده و تاکنون ادامه دارد. کارگران باید از شرایط موجود استفاده کرده و تشکل‌های خود را به طور مستقل و سازمان‌یافته ایجاد کنند و از این نهادهای اجتماعی به نفع حقوق طبقاتی خود استفاده کنند.

گزارش: سعید حسام‌الدینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجو