اولین کسی باش که از اتفاقات مهم، تحلیلها و اخبار فوری باخبر میشه.
تو هم عضو کانال تلگرام ما شو 🔥
این گزارش، روایتی است از گذشته، حال و آینده احتمالی این پهنه رها شده؛ کاوشی در لایههای پیدا و پنهان یکی از عجیبترین چشماندازهای شهری تهران. براساس بررسیهای میدانی و اسناد، معدن شن و ماسه، مساحتی حدود ۴۰۰ هکتار را دربرگرفته. برای درک بهتر ابعاد این عدد، کافی است تصور کنیم این منطقه معادل ۵۶۰ زمین فوتبال استاندارد است یا تقریبا دو برابر وسعت منطقه ۱ تهران. این شنچاله عظیم، دههها ماده اولیه تولید آسفالت و مصالح ساختمانی پایتخت را تامین میکرد؛ به بیان دیگر، بخش عمدهای از ساختمانها، خیابانها و زیرساختهای تهران، ریشه در خاک همین گودال دارند.
فرآیند برداشت گسترده و مداوم از این معدن، بدون برنامهریزی برای احیا یا کاربری پسااستخراج، منجر به شکلگیری درهای عمیق و خوفناک شده و دیوارههای فرسایشیافته و ناپایدار آن، خطر ریزش دائمی را ایجاد کرده است. نزدیکی این گودال به رودخانه کن نیز برپیچیدگیهای آن افزوده و نفوذ آب و تغییرات سطح آب رودخانه بر اثر بارش و سیلاب میتواند پایداری دیوارهها را بیشتر به مخاطره بیندازد.
برای درک کامل ابعاد این تراژدی شهری، باید به صدای کسانی گوش سپرد که سالها شاهد این برداشتهای بیرویه از دل معدن بودهاند. محمد عبدالهوند، دبیر شورای اسلامی محله خلیج فارس در گفتوگو با هفت صبح، روایتی گویا و تلخ از روند این تخریبها را ارائه میدهد: «طبق اسناد و مدارک موجود، حق برداشت از این معادن شن و ماسه برای بهرهبرداران را فقط تا عمق ۳۰ متر زمین مجاز دانسته بودند اما شما نگاه کنید… کارشناسان عمق واقعی این شنچاله را امروز بیش از ۱۲۰ متر تخمین میزنند.
این یعنی ۴ برابر بیشتر از حد مجاز و ارتفاعی معادل یک ساختمان ۴۰ طبقه که در دل زمین فرورفته باشد.» عبدالهوند ادامه میدهد: «تا ۸ سال قبل، در این مسیر همیشه کامیونهای حامل شن و ماسه در شبانه روز در تردد بودند تا اینکه نارضایتی مردم از آلودگی هوا، تردد کامیونها و ترس از ریزش و تخریب خانههای مجاور، روزبهروز بالا گرفت و یک روز مردم راه کامیونها را بستند و نگذاشتند حتی یک مشت شن و ماسه از این معدن خارج شود. این اعتراض مردمی نقطه عطفی در سرنوشت این معدن ایجاد کرد.»
او میافزاید: «ماجرا آنقدر اهمیت پیدا کرد که قوه قضائیه، نمایندگان مجلس، شورای اسلامی شهر و حتی شهردار وقت منطقه ۱۸ به این اعتراضها واکنش نشان دادند. از آنجایی که خواسته مردم کاملا منطقی و بهحق بود، مسئولان به تعطیلی فوری معادن شن و ماسه رای دادند. اما در واقع تنها جلوی بدتر شدن اوضاع گرفته و خطر و چالش جدی، آغاز شد. اکنون واقعیت تلخ این است که این چاله بزرگ به یک بمب ساعتی شنی در مجاورت بافت مسکونی مناطق پرجمعیت تهران بدل شده است.» عبدالهوند با تاکید بر عمق فاجعه زیستمحیطی برجای مانده هشدار میدهد:«بهرهبرداران در طول نیم قرن گذشته از این معادن خدادادی، آنقدر برداشت غیرقانونی داشتند که مرمت و ترمیم آن بهطور طبیعی، زمانی معادل ۵۰ سال میطلبد و تقریبا یک نسل باید عوض شود.»
او توضیح میدهد:«دیوارههای معدن شن و شیبهای تند این دره عظیم، فاقد هرگونه پوشش گیاهی یا سازههای نگهدارنده مستحکم هستند. در زمان بارشهای ناگهانی و سیلآسا، آب به راحتی میتواند این دیوارهای شنی سست را فرسایش دهد و باعث ریزشهای گسترده و فرونشست زمینهای اطرافش شود.»
در عین حال این ماجرا ابعاد دیگری هم دارد. اینکه سیلاب میتواند دیوارههای شنی این معدن را بشوید و با خود ببرد. این حادثه باعث گسترش گودال شنی و خالی شدن زمین زیر شهرکهای مسکونی همجوار خواهد شد و جان و مال هزاران شهروند را به طور جدی به مخاطره میاندازد. این معتمد محلی عنوان میکند که با وجود این خطرات واضح، اقدامات پیشگیرانه درخور و شایستهای مشاهده نمیشود. گرچه مسئولان اعلام کردهاند که برای مقاومسازی دیوارهای این معدن اقداماتی انجام شده اما این ادعاها در برابر واقعیت میدانی رنگ میبازد. ساکنان محلی و فعالان محیط زیست گزارش میدهند که اقدامات انجامشده اغلب مقطعی، نمادین و فاقد معیارهای مهندسی لازم هستند.
این نگرانیها تازگی ندارد؛ اسناد و گزارشهای رسمی نشان میدهد که کارشناسان و نمایندگان مردم، از سالها پیش بارها به صراحت و با ذکر جزئیات، فاجعهای را که امروز به عنوان یک موقعیت ترسناک مطرح است، پیشبینی و هشدار داده بودند. مثلا چند سال قبل، درنشست مجمع نمایندگان استان تهران، موضوع سیل و عوامل تشدیدکننده آن بهطور جدی مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست تخصصی، عدم لایروبی بستر رودخانهها، عدم جدیت در اجرای قوانین حفاظت از حریم و بستر رودخانهها و بیتوجهی نسبت به آبخوانداری و آبخیزداری در بالادست، به عنوان عوامل موثر و اصلی در بروز و تشدید احتمال وقوع سیل اعلام شد اما نقطه کانونی این هشدار، اشاره مستقیم و شفاف به وضعیت همین گودال شنی بود. نمایندگان به صراحت اعلام و تاکید کردند که شنچالههایی در تهران وجود دارد که اگر آبهای خروشان به آن وارد شود، تا جنوب تهران و حرم امام خمینی را تخریب خواهد کرد.
در بدنه مدیریت اجرایی شهر نیز نگرانیها به صورت دقیق و فنی در این زمینه مطرح شده است. سوده نجفی، عضو شورای اسلامی شهر تهران، با صراحت و با ذکر جزئیات فنی، ابعاد چندلایه خطر این شنچاله را برشمرده است. تحلیل وی، در واقع یک سند رسمی از سوی نهاد ناظر بر مدیریت شهری است که خطر را تایید و تشریح میکند. وی، با بیان اینکه افزایش خطر انحراف جریان آب از طریق چالهها در نزدیکی به رودخانه یکی دیگر از مخاطرات شن چاله است، دقیقا برهمان نقطه بحرانی که گزارش حاضر و هشدار نمایندگان بر آن تأکید دارد، انگشت گذاشته است. این مسئله به معنای آن است که مدیریت شهری نیز وقوع سندرم جذب سیلاب توسط گودال و تغییر مسیر فاجعهبار آب را یک احتمال واقعی میداند.
با این حال سوال مهم مردم شهرک الماس و اطراف این است که این «گام نخست» دقیقا کی آغاز میشود و زمان تکمیل آن چه زمانی است؟ و اینکه با توجه به قرار گرفتن در فصل بارشها، آیا عملیات عمرانی در روزها یا هفتههای آینده آغاز میشود؟ در تکمیل نقشه راه رسمی برای بزرگترین شنچاله پایتخت، سیدمهدی هدایت، رئیس سابق سازمان نوسازی شهر تهران، سال گذشته اجرای پروژه بلندپروازانهای را مطرح کرده بود. این اظهارات که در تضاد آشکار با وضعیت اضطراری فعلی قرار دارد، چشماندازی متفاوت و نیازمند تحلیل عمیق را ترسیم میکند.
کلیه حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری تحلیلی اکورسانه بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.