ایمان گودرزی؛ نقلوانتقالات همیشه یکی از جذابترین بخشهای فوتبال باشگاهی در سراسر دنیاست؛ جایی که ستارهها جابهجا میشوند، معادلات فنی تیمها تغییر میکند و اقتصاد فوتبال تحت تأثیر قرار میگیرد. فوتبال ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. هر فصل، بازیکنانی که در تیمهای خود میدرخشند، با سیل پیشنهادها مواجه میشوند و همین رقابت، قیمت آنها را بهشدت بالا میبرد. در چنین فضایی، رسانهها و هواداران برای توصیف این بازیکنان از لقبی خاص استفاده میکنند؛ «شاهماهی نقلوانتقالات». لقبی که توقعات را به اوج میرساند، اما در سالهای اخیر، بیشتر شبیه یک نفرین عمل کرده است. دریافت لقب شاهماهی یعنی انتظار تفاوت، کیفیت ویژه و تأثیرگذاری فوری. اما مرور چند فصل اخیر لیگ برتر نشان میدهد اغلب بازیکنانی که با این عنوان وارد تیمهای بزرگ شدند، نهتنها انتظارات را برآورده نکردند، بلکه خیلی زود دچار افت شدید شدند و مسیر حرفهایشان وارد سراشیبی شد.
امین قاسمینژاد؛ شاهماهی ۳۵ ساله!
قاسمینژاد یکی از عجیبترین نمونههاست. مهاجم باتجربهای که در ۳۵ سالگی و پس از کشوقوسهای فراوان میان استقلال و پرسپولیس، سرانجام استقلالی شد. انتقالی پرهیاهو که با لقب شاهماهی همراه بود، اما پایان خوشی نداشت. قاسمینژاد در استقلال در ۱۲ بازی تنها یک گل زد و خیلی زود از جمع آبیها جدا شد؛ پایانی تلخ برای انتقالی که قرار بود نقطه عطف باشد.
سعید صادقی؛ کی آمد و کی رفت؟
سعید صادقی پدیده غیرمنتظره لیگ بیستویکم بود. ۱۴ پاس گل و عنوان بهترین پاسور فصل، او را به هدف اصلی استقلال و پرسپولیس تبدیل کرد. صادقی در نهایت با قراردادی سنگین به پرسپولیس رفت، اما هرگز نتوانست همان بازیکن درخشان باشد. عملکرد متوسط او باعث شد لقب شاهماهی به طعنهای دائمی تبدیل شود. پس از سه فصل معمولی، جدایی از پرسپولیس و انتقال به فولاد هم نتوانست شرایطش را تغییر دهد.
یاسین سلمانی؛ سقوط تلخ و طولانی
سلمانی شاید ناامیدکنندهترین شاهماهی این فهرست باشد. انتقال او از سپاهان به پرسپولیس با امیدهای فراوان همراه بود، اما مصدومیت رباط صلیبی همه چیز را خراب کرد. او یک فصل کامل را از دست داد و در بازگشت نیز هرگز نتوانست اعتماد مربیان مختلف پرسپولیس را جلب کند. جدایی اخیر او و حضور در تمرینات مس رفسنجانِ قعرنشین، تصویری تلخ از مسیری است که میتوانست کاملاً متفاوت باشد.
جواد آقاییپور؛ ستارهای که گم شد
آقاییپور با درخشش مقابل پرسپولیس ناگهان به مرکز توجه رسید. پیشنهادهای متعدد داخلی و شایعه انتقال به روسیه، قیمت او را سرسامآور کرد. اما سرانجام راهی سپاهان شد و در یک فصل و نیم فقط سه گل زد. انتقال اخیرش به آلومینیوم اراک نشان میدهد مسیری که با عنوان شاهماهی آغاز شد، حالا به تلاش برای بقا ختم شده است.
عارف آقاسی؛ جنجال بیشتر از کیفیت
عارف آقاسی آخرین نمونه این زنجیره ناکامی است. مدافعی که با رقم سنگین به استقلال پیوست، اما نمایشهای ضعیف، قهرهای پیاپی و اختلاف با کادر فنی او را به یکی از پرحاشیهترین خریدهای فصل تبدیل کرد. کار به جایی رسید که سرمربی استقلال صراحتاً اعلام کرد نیازی به او ندارد؛ پایانی قابل پیشبینی برای یک انتقال پرهیاهو.
مرور سرنوشت این بازیکنان نشان میدهد لقبسازی، قیمتهای نجومی و هیجان رسانهای، الزاماً تضمینی برای موفقیت نیست. شاید وقت آن رسیده فوتبال ایران بهجای ساختن شاهماهیها، به دنبال ثبات، برنامهریزی و انتخابهای منطقیتر در نقلوانتقالات باشد؛ وگرنه این چرخه ناکامی، همچنان تکرار خواهد شد./خبرآنلاین