در چنین شرایطی، بسیاری از سیاستها و تصمیمات اگر با نیت حل مسئله اتخاذ شوند به دلیل فقدان اقناع اجتماعی و نبود درک مشترک، با مقاومت یا بیتفاوتی جامعه مواجه میشوند. تجربه نشان داده است که توسعه، اصلاحات اقتصادی و حتی اجرای سیاستهای اجتماعی، بدون مشارکت فعال مردم و بدون شکلگیری اعتماد متقابل، عملاً به سرانجام مطلوب نمیرسد. مشارکت نیز پیشنیازهایی دارد که مهمترین آن، رسیدن به «همفهمی» میان دولت و جامعه است.
گفتوگوی ملی، در این معنا، نه یک اقدام نمایشی و نه صرفاً تریبون دادن یکطرفه به بخشی از مسئولان یا نخبگان سیاسی است. گفتوگو فرآیندی دوطرفه است که «شنیدن» در آن به اندازه «گفتن» اهمیت دارد. یکی از بنبستهای فعلی در فضای ارتباطی کشور، ضعف در شنیدن صداهای متکثر جامعه است؛ صداهایی که گاه تلخ، انتقادی یا ناهمسو با روایت رسمیاند، اما نادیده گرفتن آنها شکاف موجود را عمیقتر میکند.
واقعیت آن است که فضای مجازی امروز به میدان اصلی شکلگیری افکار عمومی تبدیل شده و ذهنیت بخش قابلتوجهی از جامعه در این فضا ساخته میشود. اگر سیاستگذاران و کارگزاران نظام تصمیمگیری، این فضا را درک نکنند یا آن را صرفاً بهعنوان یک تهدید ببینند، امکان رسیدن به فهم مشترک کاهش مییابد. در مقابل، گفتوگوی ملی واقعی مستلزم پذیرش این واقعیت و تلاش برای همسطحسازی ذهنی میان جامعه و حاکمیت است.
کارشناسان ارتباطات و علوم اجتماعی تأکید دارند که عبور از این شکاف، نیازمند یک «پروژه ملی گفتوگو» است؛ پروژهای فراتر از موضعگیریهای مقطعی و واکنشی، که با مشارکت رسانهها، نخبگان مستقل، دانشگاهیان و نهادهای مدنی دنبال شود. چنین پروژهای تنها زمانی موفق خواهد بود که مجریان آن به گفتوگو باور داشته باشند، صبور باشند و از شنیدن نقدهای تند و صریح نهراسند.
در نهایت، وفاق ملی بدون گفتوگوی ملی امکانپذیر نیست. تا زمانی که ذهنیت مردم و بخشی از مسئولان در دو مسیر متفاوت حرکت کند، نه همکاری شکل میگیرد و نه سیاستها به نتیجه میرسند. غلبه بر این شکاف بزرگ، پیششرط عبور از بسیاری از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی امروز کشور است؛ شرطی که تحقق آن، بیش از هر چیز، به ارادهای جدی برای شنیدن و فهمیدن نیاز دارد.
رضا عسکری، استاد دانشگاه و کارشناس سیاسی در گفتگو با آرمان امروز، با اشاره به تعمیق فاصله میان افکار عمومی و سطوح تصمیمسازی، گفت: یکی از مسائل بنیادین امروز سیاستگذاری در ایران، شکاف ذهنی میان جامعه و تصمیمگیران است؛ شکافی که خود را در ناهماهنگی میان روایتهای رسمی و آنچه مردم در زندگی روزمره و فضای مجازی تجربه و بازنمایی میکنند، نشان میدهد.
وی با تأکید بر اینکه این وضعیت صرفاً اختلاف دیدگاه نیست، افزود: آنچه امروز با آن مواجه هستیم نوعی فقدان درک متقابل است که مانع شکلگیری راهحلهای مشترک برای مسائل کشور میشود. در چنین شرایطی، حتی تصمیماتی که با نیت اصلاح و حل مشکل اتخاذ میشوند، به دلیل نبود اقناع اجتماعی یا بیاعتمادی عمومی، با مقاومت یا بیتفاوتی مواجه خواهند شد.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: تجربههای گذشته نشان داده است که هیچ برنامه توسعهای، اصلاح اقتصادی یا سیاست اجتماعی، بدون همراهی واقعی جامعه به نتیجه نمیرسد. این همراهی نیز تنها زمانی شکل میگیرد که میان دولت و مردم نوعی همفهمی برقرار شود؛ همفهمیای که پیششرط مشارکت پایدار و اعتماد متقابل است.
عسکری با اشاره به مفهوم گفتوگوی ملی، تصریح کرد: گفتوگو نباید به یک اقدام نمادین یا یکطرفه تقلیل یابد. گفتوگوی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که شنیدن، جایگاهی همسنگ گفتن داشته باشد. یکی از ضعفهای جدی امروز، ناتوانی در شنیدن صداهای متنوع، انتقادی و حتی ناهمسو با روایت رسمی است؛ صداهایی که نادیده گرفتن آنها، شکاف موجود را عمیقتر میکند.
وی با تأکید بر نقش فضای مجازی در شکلدهی افکار عمومی گفت: امروز بخش مهمی از ذهنیت جامعه در بستر شبکههای اجتماعی شکل میگیرد. اگر سیاستگذاران این فضا را صرفاً تهدید تلقی کنند و نه یک واقعیت اجتماعی، امکان رسیدن به فهم مشترک به حداقل میرسد. پذیرش این میدان و گفتوگو در آن، شرط همسطح شدن ذهنیت حاکمیت و جامعه است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: عبور از شکاف موجود، نیازمند یک پروژه فراگیر و مستمر گفتوگوی ملی است؛ پروژهای که با مشارکت رسانهها، دانشگاهیان، نخبگان مستقل و نهادهای مدنی پیش برود و محدود به واکنشهای مقطعی نباشد. موفقیت چنین مسیری، بیش از هر چیز، به باور عملی به گفتوگو و تحمل شنیدن نقدهای صریح وابسته است.
عسکری در پایان تأکید کرد: وفاق ملی بدون گفتوگوی ملی شکل نمیگیرد. تا زمانی که ذهنیت جامعه و تصمیمگیران در دو مسیر متفاوت حرکت کند، نه سیاستها کارآمد میشود و نه بحرانها فروکش میکند. عبور از شرایط فعلی، پیش از هر چیز، نیازمند ارادهای جدی برای شنیدن، فهمیدن و اصلاح رابطه دولت و جامعه است.