مریم غلامی– استان مرکزی، قلب صنعتی و اقتصادی ایران، سالهاست که بار اصلی تولید، صادرات و درآمد ملی کشور را بر دوش میکشد. صدها میلیون دلار ارزآوری و درآمدهای گمرکی، ثبات و پویایی اقتصاد ایران را ممکن کرده است، اما سهم این استان از بودجه ملی همچنان ناچیز و ناعادلانه است. رتبه پنجم کمترین سهم بودجهای، هیچ تناسبی با جایگاه واقعی استان ندارد.
همزمان، فشار تورم افسارگسیخته زندگی و تولید را تحت فشار قرار داده است. استان مرکزی رتبه دوم کشور در نرخ تورم را در اختیار دارد؛ واقعیتی که مردم و صنایع استان را در تنگنا قرار داده و محدودیتهای بودجهای، فرسودگی زیرساختها و کندی توسعه را آشکار میکند.
موقعیت استراتژیک، همجواری با مسیرهای تجاری و استانهای کلیدی، زیرساختهای صنعتی گسترده و نیروی انسانی متخصص، استان مرکزی را به ستونی بیبدیل در اقتصاد ملی تبدیل کرده است. هرچند این ظرفیتها موتور اقتصاد کشور بوده، نگاه حداقلی به سهم بودجه، مزیتهای رقابتی استان را تهدید کرده و توسعه پایدار را محدود میکند.
در استان مرکزی، تولید و درآمد ملی با محدودیت بودجه تلفیق شده است. فشار تورم، کمبود منابع و فرسودگی زیرساختها نشان میدهد که این استان نمیتواند با حداقل بودجه، تمام توان خود را به کار گیرد. پارادوکسی آشکار که نابرابری و بیعدالتی در تخصیص منابع را برجسته میکند.
با این وجود، مردم و فعالان اقتصادی استان، روزانه با تلاش، خلاقیت و تعهد، صنعت و اقتصاد را حرکت میدهند. کارگران، مدیران و صادرکنندگان با وجود فشار تورم و محدودیت بودجه، اقتصاد را زنده نگه داشتهاند و این نشاندهنده ارزش واقعی استان است.
واقعیت تلخ این است که نمیتوان از استان مرکزی نقشآفرینی اقتصادی و درآمد ملی انتظار داشت، ولی سهم واقعی توسعه و تابآوری آن را نادیده گرفت. عدالت بودجهای باید با سهم واقعی استان از تولید، صادرات، فشار تورم و ظرفیتهای توسعهای همسو شود. نگاه حداقلی به منابع باید اصلاح شود.
استان مرکزی با صدای بلند و مطالبهگرانه اعلام میکند:
«حق داریم سهم واقعی خود از ثروت ملی را دریافت کنیم و نه آنکه همچنان در سایه کمتوجهی و تقسیم ناعادلانه بودجه باقی بمانیم.»
این استان، موتور اقتصادی ایران است؛ موتوری که اگر حمایت متناسب دریافت نکند، توان و مزیتهای رقابتی خود را از دست خواهد داد. اما واقعیت مهم این است که بار اصلی اقتصاد ملی همیشه بر دوش استان مرکزی بوده و هست.
داستان استان مرکزی، داستان تلاش، ظرفیت و مطالبهگری است؛ استانی که تولید میکند، درآمد ملی ایجاد میکند، اما همچنان باید برای عدالت بودجهای و سهم واقعی خود مبارزه کند. توجه به این استان نه تنها عدالت منطقهای را تقویت میکند، بلکه مسیر توسعه پایدار و تقویت اقتصاد ملی را نیز هموار خواهد کرد.