بررسیها نشان میدهد با وجود افزایش میزان یارانههای نقدی در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ ارزش واقعی یارانههای نقدی پرداختشده توسط دولت همواره کاهشی بوده است. بر اساس محاسبات، سبد معیشت ماهانه یک خانوار چهارنفره در شهریور ماه ۱۴۰۲، ۱۹ میلیون تومان است. با توجه به اینکه یارانه هر نفر ۴۰۰ هزار تومان است، یارانه ۴۰۰ هزار تومانی برای خانوار چهارنفره، یک میلیون و ششصد هزار تومان میشود. بنابراین، یارانه ۴۰۰ هزار تومانی، تنها حدود ۸.۵ درصد سبد معیشت یک خانوار چهارنفره را تأمین میکند. البته باید توجه داشت که این محاسبه بر اساس سبد معیشت مصوب دولت است. اما واقعیت این است که قیمتهای کالاها و خدمات در بازار، بسیار بالاتر از سبد معیشت مصوب دولت است. بنابراین، یارانه ۴۰۰ هزار تومانی، تأثیر چندانی بر بهبود وضعیت معیشتی خانوارها نخواهد داشت. سبد معیشت حداقلی در کمترین حالت و با در نظر گرفتن حداقلیترین معیارها، به ۱۹ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است؛ این نرخ با اعمال یک ضریب به سادگی بهدست آمده اما اگر هزینهی مسکن را به دقت در نظر بگیریم و وزن مسکن را در محاسبه دخیل کنیم، سبد معیشت در تهران بیش از ۲۳ میلیون تومان و در کلانشهرهای صنعتی مثل مشهد، اصفهان و تبریز، بین ۲۰ تا ۲۲ میلیون تومان است. در واقع، با توجه به تورم بالایی که در کشور وجود دارد، یارانه ۴۰۰ هزار تومانی، حتی کفاف خرید یک هفته سبد کالاهای اساسی خانوار را هم نمیدهد. بنابراین، دولت باید برای جبران این کمبود، اقدامات دیگری را انجام دهد. از جمله این اقدامات میتوان به افزایش میزان یارانهها، کنترل قیمتها، و حمایت از تولیدکنندگان داخلی اشاره کرد.
آب رفتن یارانه ها
بررسیها نشان میدهد با وجود افزایش میزان یارانههای نقدی در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ ارزش واقعی یارانههای نقدی پرداختشده توسط دولت همواره کاهشی بوده است. در سال ۱۳۸۹، پرداخت یارانه نقدی معادل ۴۵هزار و ۵۰۰تومان برای هر خانوار یکنفره آغاز شد. در آن زمان ارزش این یارانه با شاخص قیمتی در سال ۱۴۰۲، معادل بیش از ۹۰۰هزار تومان بوده است؛ به این معنا که اگر قرار بود یارانه ۴۵هزارتومانی در سال ۱۴۰۲ به گونهای باشد که ارزشی معادل آنچه در سال ۱۳۸۹ پرداخت میشد داشته باشد، باید بیش از ۹۰۰هزار تومان به هر فرد یارانه نقدی داده شود. بااینحال یارانه ۴۵هزار و ۵۰۰تومانی تا سال ۱۳۹۷ ثابت ماند اما ارزش واقعی آن در سال مذکور به حدود ۲۳۱هزار تومان رسیده بود. در سال ۱۳۹۸ به دنبال افزایش قیمت بنزین رقم یارانه به ۱۰۰هزار و ۵۰۰تومان افزایش یافت، اما با وجود این افزایش ارزش واقعی یارانه در آن سال به قیمتهای سال ۱۴۰۲، حدود ۳۸۷هزار تومان بود. تاثیر این افزایش یارانه نقدی چندان دوامی نداشت و ارزش واقعی آن با افزایش تورم، کاهش بیشتری یافت. به این ترتیب ارزش واقعی یارانه ۱۰۰هزار و ۵۰۰تومانی در سال ۱۳۹۹ به ۲۹۰هزار تومان و در سال ۱۴۰۰ به ۱۹۸هزار تومان کاهش پیدا کرد. اما به نظر میرسد سیاستگذار همچنان به جای مهار تورم، حفظ ارزش ریال و قدرت خرید خانوار قصد داشت با افزایش یارانه نقدی این هدف را محقق کند. در همین راستا بار دیگر در سال ۱۴۰۱، با حذف ارز ۴۲۰۰تومانی، یارانه نقدی به ۴۰۰هزار تومان برای سه دهک اول و ۳۰۰هزار تومان برای سایر دهکها افزایش یافت. هرچند با ایجاد سازوکاری برای توزیع کالابرگ الکترونیک، این ادعا مطرح میشد که اثر تورمی آن خنثی خواهد شد اما این اتفاق رخ نداد. در سال ۱۴۰۱ که یارانه نقدی افزایش یافت، ارزش واقعی میانگین ۳۵۰هزار تومان که به خانوار پرداخت میشد به قیمتهای سال ۱۴۰۲ حدود ۴۶۵هزار تومان بود. اما در سال ۱۴۰۲ ارزش واقعی این یارانه به دلیل اثرات تورمی کاهش یافت.یکی از مهمترین دلایلی که در این رابطه مطرح میشود، رشد افسارگسیخته تورم است. افزایش تورم با بالارفتن مستمر قیمت کالاها و خدمات و کاهش قدرت خرید مردم باعث شده است یارانه نقدی که طی سالهای گذشته پرداخت شده ارزش خود را از دست بدهد. یکی از موضوعاتی که کارشناسان به عنوان معایب هدفمندسازی یارانهها و همچنین تورمزا بودن آن به آن اشاره میکنند، در نظر نگرفتن منابع آن است. درحالیکه قرار بود قیمت حاملهای انرژی به صورت پلکانی افزایش یابد و درآمد حاصل از آن به صورت یارانه نقدی به افراد پرداخت شود اما این اتفاق نیفتاد. از طرف دیگر برخی معتقدند سیاستگذار نباید رقم مشخصی را برای پرداخت یارانه نقدی تعیین میکرد و خود را متعهد به پرداخت آن میکرد، زیرا مشخص نبود که درآمد حاصل از اصلاح قیمت حاملهای انرژی چه میزان خواهد بود و همین موضوع باعث افزایش کسری بودجه دولت و پولیسازی آن شد که درنهایت خود را در افزایش تورم نشان داد.
چه باید کرد؟
تجربه گذشته نشان میدهد افزایش مبلغ یارانهها در صورتی که منابع آن مشخص نباشد شاید به صورت مقطعی بتواند تاثیر اندکی در رفاه و قدرت خرید مردم بگذارد اما در بلندمدت با دامن زدن به تورم، اثر معکوس بر رفاه خانوار خواهد گذاشت. بنابراین آنچه همواره به عنوان یک اولویت سیاستگذاری پیشنهاد میشود، کنترل تورم است. در صورتی که تورم با انضباط مالی دولت، کنترل هزینهها و پیشبینی درست درآمدها به صورت پایدار مدیریت شود، آن زمان دیگر نیازی به طرحهای تشویقی از این دست برای بهبود رفاه مردم نخواهد بود. بهبود وضعیت معیشت ایرانیان، یک موضوع پیچیده است که راهکارهای مختلفی برای آن وجود دارد. برخی از بهترین راهکارهای اقتصادی برای بهبود وضعیت معیشت ایرانیان عبارتند از رشد اقتصادی، که باعث افزایش درآمدهای ملی و ایجاد اشتغال می شود. این امر، به بهبود وضعیت معیشت مردم کمک می کند. همچنین کاهش تورم، باعث افزایش قدرت خرید مردم می شود. کاهش تورم، به بهبود وضعیت معیشت مردم کمک می کند. توزیع توزیع عادلانه درآمد نیز باعث کاهش فقر و نابرابری می شود. این امر، به بهبود وضعیت معیشت مردم کمک می کند. به گفته کارنشناسان اصلاح نظام مالیاتی، می تواند باعث افزایش درآمد دولت و تخصیص آن به بخش های مختلف اقتصادی شود. این امر، به بهبود وضعیت معیشت مردم کمک می کند./ آرمان امروز